عاشقت شدم نفهمیدی چیکارم کردی......
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 دیدی ‌آخرش من و گذاشت و رفت 
از زمین قلبم رو بر نداشت و رفت 
دیدی آخرش من و دیوونه کرد 
واسه رفتن همینو بهونه کرد 
دیدی اون وعده هایی که رنگی بود 
تمومش فقط واسه قشنگی بود 
دیدی اون که دلم و بهش دادم 
رفت و از چشمای نازش افتادم 
دیدی اونی که می گفت مال منه 
دم آخر نیومد سر بزنه 
دیدی خط زد اسمم و از دفترش 
رفت و افند نزدم دور سرش 
دیدی اون نخواست برم به بدرقش 
دیدی که باختم توی مسابقش 
دیدی 
مهربونیا رو زد کنار 
رفت و چشمام و گذاشت تو انتظار 
دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت 
گفت شاید ببینمت توی بهشت 
دیدی بی خبر گذاشت و رفت و سفر 
گفت بذار بمونه چشم اون به در 
دیدی افتاد اسم من سر زبون 
همشون گفتن به اون نامهربون 
دیدی که دعاها مستجاب نشد 
آخرم دلش واسم کباب نشد 
دیدی لااقل نزد به پنجره 
که بهم خبر بده می خواد بره 
دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا 
ولی من سپردمش دست خدا 
دیدی بی خداحافظی روونه شد 
دیدی قولاش و گذاشت تو چمدون 
که دیگه نمونه از اونا نشون 
دیدی با دل این و در میون نذاشت 
رفت و از خاظره ها نشون نذاشت 
دیدی آخرش من رو نظر زدن 
تو سر این دل در به در زدن 
دیدی آخرش من و تنها گذاشت 
تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت 
یعنی رفته اونجا آشیان کنه 
یا می خواسته من رو امتحان کنه 
دیدی حتی اون نگفت می ره کجا 
چه بده رسمای روزگار ما 
دیدی خواستمش ولی من و نخواست 
اینم از بازیای دنیای ماست 
حالا چند روزیه که بدون اون 
چشم من خیره شده به آسمون 
امون از عاشقیای چنروزه 
که فقط یکی تو شعرش می سوزه 
چه کنم خدا پشیمونش کنه 
یا که مثل من پریشونش کنه 
رفت و دیگه نمی یاد به شهر ما 
بهتره بسپرمش دست خدا 


 

 

 





CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید