<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com
یک هنرمند ایتالیایی، چهره افراد مشهور را بر روی انگشت دست ترسیم کرده است
معمر قذافی رهبر سابق لیبی
دالایی لاما رهبر معنوی منطقه تبت در چین
استیو جابز بنیانگذار شرکت اپل
آدولف هیتلر - رهبر آلمان نازی
موتسارت آهنگساز اتریشی

این تصاویر زیبا درخشش میلیون ها پروانه را بعد از مهاجرت سالانه خود در مکزیک نشان می دهند. عکاسی به نام جول سارتور درست وقتی پروانه ها از آمریکای شمالی به مکزیک مهاجرت کرده بودند از آنها عکسبرداری کرده است. جالب این که طول عمر این پروانه ها فقط دو ماه است، بنابراین در طول سفر چندین نسل پروانه به وجود می آید!

"سیلویا والریو" دختر 18 ساله ایتالیایی و مولف کتاب "یک روزی یک رییس جمهوری بود"،
"محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری ایران را تنها مرد واقعی در عرصه جهانی دانسته است.
نویسنده ایتالیایی این کتاب در گفت وگو با خبرگزاری رسمی ایتالیا (آنسا) گفت: احمدی نژاد تنها
مرد روی زمین است، چرا که او هزاران فرسنگ به دور از هر نوع مد، پوچی و خودبینی است.
وی افزود: می خواهم با احمدی نژاد رییس جمهوری ایران ازدواج کنم. احمدی نژاد چیز کمی نیست،
او یک نوآور و مبدع در عصر ما است. او هولوکاست را نفی کرده و به فکر استفاده از انرژی
هسته ای است. وی اپوزیسیون را خاموش و آمریکا را تهدید می کند.
این نویسنده ایتالیایی، گفت: البته او به زنان اجازه نمی دهد تا حجاب خود را بردارند، اما این
به هیچ وجه یک مساله نیست. چرا زنان ایرانی آنقدر علاقه دارند تبدیل به زنان غربی شوند؟
شاید آنها دوست دارند تبدیل به مدیرانی شوند که زندگی خود را از شرکتی به شرکت دیگر
گذرانده و خود را به خاطر سفرهای متعدد به خارج از کشور غیر جذاب می کنند.
وی افزود: برخی ها عقیده دارند که رهایی از قید و بندها تنها به مشکلات آنها می افزاید،
اما این افراد آنقدر صادق نیستند تا این موضوع را اذعان کنند.
وی گفت: من هیچ گرایش سیاسی به چپ و راست ندارم، ولی به نظر من رییس جمهوری ایران
واقعا تنها فردی است که رفتار او فراتر از نظم سیاسی حاکم برجهان است .
کتاب 81 صفحه ای "یک روزی یک رییس جمهوری بود" در کتابفروشی های سراسر ایتالیا
به قیمت 9 یورو عرضه شده است.

زندگيتان به زيبايي گلستان ابراهيم
و پاکي چشمه زمزم عيد سعيد «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق؛
روز اوج بندگي و تجلي ايثار ابراهيمي مبارک باد

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت)
و مشعر (محل آگاهي و شعور)
و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد،
عيد رهايى از تعلقات است.
رهايى از هر آنچه غيرخدايى است.
در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را،
يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده
قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صدای پای عید می آید.
عید قربان عید پاک ترین عیدها است
عید سر سپردگی و بندگی است.
عید بر آمدن انسانی نو
از خاکسترهای خویشتن خویش است.
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است
که به قرب الهی رسیده اند.
عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.



یکی از عکسهای خبرگزاری «AP» که در جریان بازی دو تیم پورتو و پاریسنژرمن گرفته شد، حالا و بعد از گذشت چندین روز، مبدل به سوژه داغ روز شده است؛ البته نه از بابت فوتبالی.
در این عکس که مربوط به شادی جیمز رودریگس، شماره 10 پورتو و زننده تکگل بازی است، در میان تماشاگران، یک روح دیده میشود. گویا این روح بازی دو تیم پورتو و پاریسنژرمن که با برد صفر-یک پورتو در ورزشگاه «دراگائو» همراه بود، را از نزدیک تماشا کرده و حالا این روزها یکی از بحثبرانگیزترین سوژههای روز فوتبال اروپا، آن هم در بحبوحه دور جدید لیگ قهرمانان اروپاست.

برخی از روزنامههای پرتغالی، این شبح را یکی از طرفداران جیمز رودریگس، ستاره کلمبیایی پورتو خواندهاند و به این نکته اشاره کردهاند که هر زمان این مهاجم کلمبیایی گل میزند، این روح هم در ورزشگاه ظاهر میشود و شادی میکند.
با دقت بیشتر در چهره این روح فوتبالدوست، میتوان دریافت که او متعلق به زمان دیگری است. اگر به لباسهای تن او و مدل موهایش توجه کنید، به نظر میرسد که او متعلق به قرن گذشته میلادی باشد.

این عکس که روز سوم اکتبر 2012 در یکی از بازیهای لیگ قهرمانان اروپا و توسط آژانس خبری «ای پی» گرفته شده، در وبسایت رسمی این آژانس خبری قرار گرفته است، یعنی اینکه این عکس دستکاری نشده و این شبح توسط فتوشاپ و یا برنامههای مشابه ویرایش عکس، اضافه نشده و برای اطمینان میتوان به عکسهای این آژانس خبری معتبر رجوع کرد.
این تصویر احتمالاً نتیجه عکس گرفتنهای پشتسر هم و با سرعت بالای شاتر دوربین است، چراکه ثبت چنین تصاویری به ندرت ممکن است و معمولاً عکسها تار میشوند ولی هرچه سرعت عکاسی و شاتر دوربین بالاتر باشد، عکسهایی که در آن شیء متحرک وجود دارد، بهتر و با وضوح بیشتری گرفته میشوند. در این عکس، چهره این شبح کاملاً واضح است و نمیتوان گفت این یک خطای دید و یا تاری عکس و یا شیءای است که شبیه یک انسان دیده میشود.

از قسمت پائین روی play کلیک کنید و با جهت های کیبورد سعی کنید ک ماشین رو در جای خالی پارک کنید..
تو نظرات رکوردتونو(مدت زمان پارک) بنویسید 

مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
- بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتماً. چه سوال؟
- بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول میگیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی میپرسی؟
- فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول میگیرید؟
- اگر باید بدانی می گویم. ۲۰ دلار.
- پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: میشود لطفا ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟
مرد بیشتر عصبانی شد و گفت : اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم.
پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد.
بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است.
شاید واقعا او به ۱۰ دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است.
بخصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
- خواب هستی پسرم؟
- نه پدر بیدارم.
- من فکر کردم پاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم ۱۰ دلاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا
بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت : با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پول کردی ؟
بعد به پدرش گفت : برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من ۲۰ دلار دارم. آیا میتوانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم .

- هنری
- ورزشی
- گوناگون
- فایل
- صوتی
- ویدئو
- مذهبی
- هنرپیشه خارجی
- هنرپیشه ایرانی
- خنده دار
- عاشقانه
- طبیعت
- همه جوره
- کامپیوتر و اینترنت
- فناوری و تکنولوژی
- پوسترهاي بازيكنان استقلال
- شعر
- عشقولااانه
- ورزشي
- داستان کوتاه و حکایت
- مذهبی
- دانلود
- بازي هاي باحال
- علمی
- فرهنگی
- تاریخی
- اجتماعی
- مطالب عمومي
- سرگرمي
- اخبار سينما
- جك و اسمس
- عكس
- ماشین































