لحظه‌اى همه چیز را رها كن ....
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

  

زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است 
و تو در آن غرق … 
این تابلو را به دیوار اتاق مى‌زنى 
آن قالیچه را جلو پلكان مى‌اندازى 
راهرو را جارو مى‌كنى 
مبل‌ها به هم ریخته است، 
مهمان‌ها دارند مى‌رسند و هنوز لباس عوض نكرده‌اى، 
در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهایت مانده است 

 

یكی از مهمان‌ها كه الان مى‌آید نكته‌بین و بهانه‌گیر و حسود 
و چهار چشمى همه چیز را مى‌پاید … 
از این اتاق به آن اتاق سر مى‌كشى، 
از حیاط به توى هال مى‌پرى، 
از پله‌ها به طبقه بالا می‌روى، بر می‌گردى … 
پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى 
و شهرام و رامین و مهین و شهین ... 
غرق در همین كشمكش‌ها و گرفتاری‌ها و مشغولیات و خیالات 

 

مى‌روى و مى‌آیى و مى‌دوى و مى‌پرى 
كه ناگهان سر پیچ پلكان جلوت یک آینه است … 

 

از آن رد مشو …! 
لحظه‌اى همه چیز را رها كن 
خودت را خلاص كن 
بایست و با خودت روبرو شو 
نگاهش كن 
خوب نگاهش كن! 

 

او را مى‌شناسى؟ 
دقیقا وراندازش كن 
كوشش كن درست بشناسی‌اش 
درست بجایش آورى 
فكر كن ببین این همان است كه مى‌خواستى باشى؟ 
اگر نه 
پس چه كسى و چه كارى فوری‌تر و مهم‌تر از اینكه 
همه‌ی این مشغله‌هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تكرارى و زودگذر و 
تقلیدى و بی‌دوام و بى‌قیمت 
را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى 
و او را درست كنى 

 

فرصت كم است! 
مگر عمر آدمى چند هزار سال است؟! 
چه زود هم مى‌گذرد 
مثل صفحات كتابى كه باد آن را ورق مى‌زند، 
آن‌هم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد … 

 

 





CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید