گرفتااار شدیم به خدا...!!
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 یکی از علایق و سرگرمی های بابای من وقتی بچه بودم و دبستان می رفتم این بود که ورمیداشت تو پاک کن من ، نوک اتد (نوک مدادی) فرو می کرد بعد وقتی من میخواستم دفترمو پاک کنم ، دفترم خط خطی میشد منم حرص میخوردم که چرا من میخوام دفترمو پاک کنم باز خط خطی میشه؟؟؟ 


بابام قـــــــــــش می کرد از خنده 
بابای کودک آزاااااااااااااره من داشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
گرفتاااااااااااااااار بودیم به خداااا 
مامانم دوچرخه کورسیم که تنها مشکلش این بود که یه چرخ نداشت و رو داده به این کهنه رویی هاااا …جاش ۲ تا جوجه ماشینی زرد و بنفش گرفته 
گرفتااااااار شدیم به خدااا 


************ 


ساعت ۳ صبح بود دیدم صدای پا میاد بعد چند ثانیه برق روشن شد اولش گرخیدم فکر کردم دزد اومده، چشامو باز کردم دیدم داداشمه!!! 

تو خواب و بیداری گفتم چته؟؟؟ حس برادریت گل کرده ۳ صبح؟؟؟ 
برگشته میگه: نه بابا فردا خز پارتی داریم دنبال یه سری آهنگ خز میگردم ، گفتم بیام لپ تاپ تورو بردارم چون تو همیشه آهنگ خز گوش میدی 
من:  
گرفتااااااااااااااااار شدیم به خداااااااااااا 


********* 


مامانم با حالت شاکی اومده میگه : اه من می خواستم امروز رژیم بگیرم تو نذاشتی… 

من:وااا….مامان به من چه؟ 
مامانم:بهت گفتم برنج می خوری گفتی نه مجبور شدم خودم بشینم همشو بخورم…. 
من :  
گرفتااااااااااااااااار شدیم به خداااااااااااا 


************ 


دختر داییم و شوهرش و دختر ۸ سالش سپیده اومده بودن خونمون … بعد میخواستن با مامانم اینا برن خرید … 

دختر داییم بهم گفت مصی جون …مشکلی نیست تا وقتی ما میایم سپیده پیشت بمونه …بیرون اذیت میکنه …! 
گفتم نه بابا …چه مشکلی … 
یهو سپیده داااااد زد …ماماااااااااااااااان ..من و با این یه جا تنها نمیمونم …!! اگه میخواین مصی هم با خودتون ببرید ..!!! 
من :  
گرفتاااااااار شدیم به خداااا 
************ 
همیشه اول ترم تا هرکیُ میبینی می پرسه چند واحد داری 
آرزو به دل موندیم یه بار۱۷ به بالا شه معدلمونُ۲۴ تا واحد برداریمُ بگیم ۲۴تا بگن اااااااااه دمت گرم بابا معدل الف ، 
خلاصه بعد عمری دانشگاه رفتن معدلمون ترم پیش بالا ۱۷ شدُ… اما چه سود که ترم آخرِ کلا مونده ۱۳ واحد،دیگه پُز که نمیشه داد هیچی، حالا این چند روزِ هر کی میخوره به پُستِ ما میپرسه چند تا داری این ترم ؟ تا میگم ۱۳ تا هــــــــــِـــــر هــــــــــــــِر میخنده میگه : مشروط شدی…؟ گرفتـــــــــــار شدیم به خدااااا 

******* 


برادر زادم اومده میگه عمو 
گفتم جون عمو 
میتونی بهم املا بگی … مامان یکم کار داره 
گفتم چشم عزیزم ، کتابت و میاری ؟ 
گفت باااااااشه 
کتابش و آورد و ما هم شروع کردیم به املا گفتن 
وقتی که تموم شد ، نگاه کردم دفترش رو دیدم ۱ دونه غلط داره … دادم بهش ۱۹ 
دفتر رو ازم گرفت و با عصبانیت گفت : عمووووووووووووی آدم ۱۹ رو ۲۰ نمیده ، دیگه از خانممون چه انتظاری میره 
گفتم خب عزیزم ، اینجا ۱۹ بگیری ایرادی نداره … یکم دقت کن ، سر کلاس ۲۰ میشی 
عمووووی بد جنس …فک میکنی خبر ندارم ..خودت تمام دانشگااااات رو بهت نمره دادن تا تمومش کردی  

*********** 


یه رفیق دارم که دو هفته است با یه دختر دوست شده ، 
بعد امروز من ورفیقم و دوست دخترش بیرون بودیم که دوست دخترش بر گشت بهش گفته چرا ۵ سال پیش دوسم نداشتی …؟ 
دوستم جواب داده آخه ما همش ۲ هفته است با هم دوستیم عزیزم 
دخترِ گفت نمیخواااااااااااااااااااااام چرا دوسم نداشتی؟ 
رفیقم گفت: خب عزیز من ، اون وقت اصلا نمیشناختمت که 
دخترِ گفت الااااااااااان که میشناسی .... الان هم باید اندازه ۵ سال پیش دوسم داشته باشی 
من :  
رفیقم گفت باشه عزیزم …اصلا اندازه 10سال پیش دوست دااارم …خوبه 
دوست دخترش جواب داد برووووووووو دروغ گوووووووو…اصلا ۱۰ سال پیش فقط باهاش میشاشیدی.... اصلا میدونستی دختر چیه ؟! جنس مخالف چیه ؟ 
من :  
رفیقم :  
گرفتاااااااااااار شده به خدا 

گرفتااااااااااار شدیم به خداااااااااا 


********* 


پس فردا کنکورِ ارشد دارم . یکی از همکلاسیام اومده تو چت داریم راجع بهش حرف میزنیم. میگه حالا آمــــــــــاده ای واسه امتحان ؟؟؟؟ میگم اِی بگی نگی … تا حدودی 
برگشت گفت من یه راهِ خوب سراغ دارم واسه جواب دادن به تمـــــامِ سوالا 
منم خوشاااااااااااااااااال .............. گفتم خب حالا چی هست این راهی که میگی ؟؟؟؟ 
یه مورچه با خودت ببر سرِ جلسه ، هرجا که مورچهه رفت تو هم همونجا رو علامت بزن 
من :  
یعــــــــــــــــــــــــــــنیا هر چی معیوبِ مغزیه ریخته پیرامونِ ما 

گرفتاااااااار شدیم به خدااااااا 

 

 

 





CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید