<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com
برای نخستین بار یک عکاس آلمانی مقامهای کمونیستی کره شمالی را متقاعد کرده که اجازه دهند تا از نزدیک از برگزاری یک مراسم عمومی در استادیوم ملی این کشور عکاسی کند. بر اساس این گزارس، بیش از 100 هزار تن از شهروندان کره شمالی که اغلب آنان ژیمناستیککار بودهاند در این مراسم شرکت داشتهاند. گفته شده که سرعت و دقت بسیار زیاد این گروه بزرگ از مجریان این مراسم، برای عکاس آلمانی که برای نخستین بار توانسته بوده تا از نزدیک شاهد برگزاری چنین مراسمی باشد بسیار شگفتانگیز بوده است.

در ۲۷ فوریه، در شهر چانگشا، استان هونان، یک دختر ۲۴ ساله تصمیم به خودکشی از طبقه ۳۲ , بالای پنجره ساختمانی را کرد. ۳ ساعت بعد از این ماجرا ، پلیس متوجه شد و سعی در متقاعد کردن دختر کرد، اما نتوانستند.به همین علت آنها تصمیم گرفتند برای نجاتش به زور اقدام کنند.
یکی از افسران پلیس با استفاده از یک طناب گره خورده ای پای راست دختر در یک انتها، و یکی دیگر پای چپش را محکم در دست گرفت. سپس افسر پلیس سوم خود را از بالکن به بالای پنجره رساند برای نگه داشتن بازوی دختر . سپس با تلاش، چهار تا پنج پلیس با خیال راحت دختر با خیال راحت و سالم به اتاق برگشت و هیچ آسیبی به او نرسید.
پلیس پس از نجات او علت را ازش جویا شدند دختر گفت او امیدی به خانواده اش ندارد چرا که او تا به حال هیچ دوست پسر و شغلی، ندارد.

دختر
1ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره.
۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.
۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان.
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده.
۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره.
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره.
۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه.
۸ ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی!!!!
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته.
۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده.
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت.
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه.
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه.
۱۴ـ ۴۵ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه.
ساعت ۸ شب.
یك پسر در حمام....
ساعت ۴ بعد از ظهر.
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق.
۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم.
۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه.
۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش...
۵ ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره.
۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون.
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره.
۸ ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زیر دوش میگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده .
۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش.
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش.
۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه)
۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق.
۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

امریکن آیدل برنامه ای تلویزیونی امریکاست که به جستجوی ستاره جدید موسیقی می پردازد. در دوره جدید این برنامه، جنیفر لوپز به عنوان یکی از داوران آن حضور دارد. در آخرین برنامه پخش شده این مسابقه، پسری حضور داشت که نحوه آواز خواندن او موجب شد که جنیفر به شدت احساساتی شده و گریه کند!

آلبوم جدید ابراهیم تاتلیسس بزودی وارد بازار خواهد شد . شاید کمتر کسی فکر می کرد که بعد از ماجرای سوء قصد به جان ابراهیم تاتلیسس این خواننده مشهور ترکیه بتونه دوباره بخونه . اما خبر آلبوم جدید ابراهیم تاتلیسس چند روز پیش در رسانه های ترکیه منتشر شد که باعث تعجب و شوک بزرگی در بین مردم و طرفداران این خواننده مردمی گردید .
اما آلبوم جدید ابراهیم تاتلیسس که برای سال 2012 آماده شده " معجزه" نام داره و بی ارتباط با اتفاقات پیش اومده بر سر ابراهیم تاتلیسس هم نیست . این آلبوم توسط کمپانی Poll Production و Polat Yağcı آماده شده .
در عکس روی این پست ابراهیم تاتلیسس خوشحالی خود رو از بابت آلبوم جدیدش به همراه همسر جدید و جوانش Ayşegül Yıldız و عوامل تهیه آلبوم Polat Yağcı و Eyüp Kanat سایر اکیپ تهیه آلبوم با بریدن کیک جشن گرفت .
این آلبوم شامل 12 تراک می باشد و در سال 2012 وارد بازار خواهد شد که 43 مین آلبوم ابراهیم تاتلیسس خواهد بود .
این عکس جدید ترین عکس از ابراهیم تاتلیسس بوده که بسیار سر حال تر از قبل بوده و با موهای سیاه دیده میشه که نشان از پیشرفت بهبودی وی داره .

نظرات مردم در برابر سوال بالا :
فهمــيده ام که باز کردن پاکت شير از طرفي که نوشته " از اين قسمت باز کنيد" سخت تر از طرف ديگر است 54 ساله
فهمــيده ام که هيچ وقت نبايد وقتي دستت تو جيبته روي يخ راه بري . 12 ساله
فهمــيده ام که نبايد بگذاري حتي يک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگويي " دوستت دارم" . 61 سال
فهمــيده ام که وقتي گرسنه ام نبايد به سوپر مارکت بروم . 38 ساله
فهمــيده ام که مي شود دو نفر دقيقا به يک چيز نگاه کنند ولي دو چيز کاملا متفاوت ببينند. 20 ساله
فهمــيده ام که وقتي مامانم ميگه " حالا باشه تا بعد " اين يعني " نه" 7 ساله
فهمــيده ام که من نمي تونم سراغ گردگيري ميزي که آلبوم عکس ها روي آن است بروم و مشغول تماشاي عکس ها نشوم. 42 ساله
فهمــيده ام که بيش تر چيزهاي که باعث نگراني من مي شوند هرگز اتفاق نمي افتند . 64 ساله
فهمــيده ام که وقتي مامان و بابا سر هم ديگه داد مي زنند ، من مي ترسم . 5 ساله
فهمــيده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابي به سوي داشتن يک "زندگي خوب"حرکت مي کنند که از کنار آن رد مي شوند . 72 ساله
فهمــيده ام که وقتي من خيلي عجله داشته باشم ، نفر جلوي من اصلا عجله ندارد . 29 ساله
فهمــيده ام که اگر عاشق انجام کاري باشم،آن را به نحو احسن انجام مي دهم . 48 ساله
فهمــيده ام که بيش ترين زماني که به مرخصي احتياج دارم زماني است که از تعطيلات برگشته ام . 38 ساله
فهمــيده ام که مديريت يعني: ايجاد يک مشکل - رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. 34 ساله
فهمــيده ام که اگر دنبال چيزي بروي بدست نمي آوري بايد آزادش بگذاري تا به سراغت بيايد . 29 ساله
فهمــيده ام که در زندگي بايد براي رسيدن به اهدافم تلاش کنم ولي نتيجه را به خواست خدا بسپارم و شکايت نکنم. 29 ساله
فهمــيده ام که عاشق نبودن گناه است. 31 ساله
فهمــيده ام هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است و يا غير اخلاقي و يا چاق کننده
در زندگى فهمــيده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم, خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعيتها و مراحل مختلفه زندگيم تا بتونم با بينش واضح زندگيم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم
هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش ميخوابه، من بايد آدم درستى باشم . 42 ساله
فهمــيده ام مبارزه در زندگي براي خواسته هايت زيباست اما تنها در کنار کساني که دوستشان داري و دوستت دارند! 27 ساله
فهمــيده ام که وقتي طرف مقابل داد ميزند صدايش به گوشم نميرسد بلکه از ان رد مي شود. 50ساله
فهمــيده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعي اونه که هميشه و در همه حال به شريکش هم فکر کنه بي منت. 35 ساله
فهمــيده ام براي بدست آوردن چيزي که تا بحال نداشتي بايد بري کاري رو انجام بدي که تا بحال انجامش نداده بودي 36 ساله
فهميدم كه اگر عشقي رو از دست دادي ديگه نمي توني بدست بياريش چون هيچ چيز مثل سابق نيست! و سعي كني كه فقط ازش به نيكي ياد كني! م . ج 30 ساله
فهميدم كه تا دير نشده بايد يه كاري كرد تا بعد ها غصه فرصت هاي رو كه داشتي ولي استفاده نكردي رو نخوري... و بعضي وقت ها هم بايد هيچ كاري نكني تا وضع از ايني كه هست بدتر نشه.... 31 ساله
من هنوز چيزي نفهميدم, فعلا قضيه خيلي مبهمه. 34 ساله

مزرعه داری تله ی موشی در انبار خانه اش کار گذاشت،موش،گاو و گوسفند ومرغ را از وجود تله آگاه کرد واز آنها پرسید:حال چه کنیم؟مرغ وگاو وگوسفند گفتند:تله ی موش است مشکل توست به ما ربطی ندارد
روز بعد ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار را نیش زد،از مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند وگاو را برای مراسم تدفین کشتند.
ودر این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد وبه مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد.

امیل بادل متولد 1363 در شیراز پس از طی مراحل پیش دانشگاهی در ایران و گذراندن دوره سربازی به کالیفرنیا مهاجرت کرده تا در رشته طراحی وسایل نقلیه تحصیل کند. او از 4 سالگی علاقه خود را به اتومبیل ها نشان میداده و پس از ورود به دانشگاه (رشته زبان انگلیسی) بصورت خود آموزی نرم افزار های سه بعدی مانند 3D MAX را کار کرده و در کار با آن حرفه ای شده است.

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

- هنری
- ورزشی
- گوناگون
- فایل
- صوتی
- ویدئو
- مذهبی
- هنرپیشه خارجی
- هنرپیشه ایرانی
- خنده دار
- عاشقانه
- طبیعت
- همه جوره
- کامپیوتر و اینترنت
- فناوری و تکنولوژی
- پوسترهاي بازيكنان استقلال
- شعر
- عشقولااانه
- ورزشي
- داستان کوتاه و حکایت
- مذهبی
- دانلود
- بازي هاي باحال
- علمی
- فرهنگی
- تاریخی
- اجتماعی
- مطالب عمومي
- سرگرمي
- اخبار سينما
- جك و اسمس
- عكس
- ماشین






























