همه جوره ....
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 

 

 

 

 

 





 یك زن 95 ساله چینی كه تصور می‌شد، فوت كرده است شش روز بعد از تابوت بلند شد و همه را شگفت‌زده كرد. همسایه‌ های لی كه ساكن ایالت گوانگشی است، او را بی‌حركت و در حالی كه نفس نمی‌كشید، داخل خانه‌اش پیدا كردند. 


 


همسایه‌های این زن، جسد او را طبق آداب و رسوم چینی‌ها، داخل تابوتی در خانه‌اش قرار دادند تا دوستان و خانواده‌اش برای ادای احترام به منزل او بیایند. اما یك روز قبل از برگزاری مراسم خاكسپاری، بستگان و همسایه‌ها این پیرزن با تابوت خالی روبرو شدند و او را در حالی كه مشغول آشپزی بود، پیدا كردند. 
لی كه با تعجب بستگانش مواجه شده بود، گفت: فكر كنم مدت زیادی است كه خواب بودم و غذایی نخورده‌ام به همین دلیل خواستم تا برای رفع گرسنگی غذا بخورم.ایران ناز، به گفته پزشكان این پیرزن به «مرگ مصنوعی» مبتلا شده است كه در آن فرد نفس نمی‌كشد اما بدنش گرم می‌ماند.

 

 

 

 





 زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند. 
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم. 
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد. 
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند. 
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود. 
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم. 
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد. 
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟ 
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!

 

 

 





  

شخصی را به جهنم می بردند، در راه جهنم صورتش را برمیگرداند و به عقب خیره می شد... 
ناگهان! خداوند فرمود: صبر کنید، او را به بهشت ببرید...! 
فرشتگان با تعجب دلیل این کار را پرسیدند؟! 
خداوند به آنها فرمود: او در راه رفتن چند بار به عقب نگاه کرد و در دلش امید به بخشش من داشت و من نیز او را بخشیدم... 

و این است عظمت پروردگار عالمیان!!!!
 

 

 

 

 





 وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه 

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن 

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن 

رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن 

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين 

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين 

توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين 

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟ 

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه 

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين 

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين 

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين 

هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت 

يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين 

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين 

 

 

 

 





 شاید در ابتدا کمی‌ عجیب به نظر برسد، اما اگر شما یا 
یکی از نزدیکان‌تان چهره این مرد را در خواب دیده باشید، شما هم جزء 
هزاران نفری هستید که در سرتاسر جهان از ایران گرفته تا آمریکا و... این 
مرد را در رویاهایشان مشاهده کرده‌اند! 


 


این 
ماجرا آنقدر جالب و همه گیر بود که حتی سایتی هم با عنوان این مرد راه 
اندازی شد و تمام افرادی که تجربه دیدن این فرد را داشته‌اند به بحث و 
اظهار نظر درمورد خواب و رویاهایشان در مورد این آقای مرموز پرداخته اند. 


 


تاریخچه 

تمامی‌ 
این ماجراها از ژانویه سال 2006 در نیویورک آغاز شد؛ زمانی که بیمار یک 
روانپزشک ادعا کرد مردی را بارها در رویاهایش می بیند و با او صحبت 
می‌کند. این زن می گوید که حتی یک بار هم این فرد را در زندگی واقعی 
ملاقات نکرده است اما بارها او را در خواب دیده است. 
پس 
از صحبت‌های این خانم، تصویر مرد ترسیم می‌شود و برروی میزکار روانپزشک 
باقی می‌ماند تا اینکه بیمار دیگری می‌آید و با دیدن این عکس ادعا می‌کند 
که این مرد را بارها در خواب دیده است. 

با این اتفاقات روانپزشک 
تصویر این مرد را برای تعدادی از همکارانش ارسال می‌کند و پس از گذشت چند 
ماه، چهار بیمار دیگر هم می‌گویند که این مرد را بارها در خواب دیده‌اند! 


 



از 
ژانویه سال 2006 تا کنون حداقل 2000 نفر از شهرهای مختلف از جمله لس 
آنجلس، پکن، بارسلون، پاریس، مسکو و تهران و... اعلام کرده‌اند که این مرد 
را دیده اند. 

افراد اعلام کرده‌اند که این مرد در خواب با آنها 
پرواز می‌کند، پس از یک روز سخت کاری به آنها آرامش می‌دهد و حتی با آنها 
غذا می‌خورد. 
اما واقعا چه چیزی باعث چنین اتفاقی می‌شود؟ 

تئوری‌های 
مختلفی مطرح شده است تا حضور مکرر این مرد رو در خواب افراد مختلف توضیح 
دهند. 3 تئوری زیر مهمترین این تئوری ها شناخته شدند : 

تئوری اولیه 

با 
توجه به نظریه روانکاوی یونگ، این مرد یک تصویر کهن متعلق به ضمیر 
ناخودآگاه جمعی است که می تواند در مواقع سختی (رشد عاطفی، تغییرات 
دراماتیک در زندگی ما، شرایط استرس زا و غیره) به خصوص در افراد احساساتی 
به این شکل نمود پیدا کند. 


 


تئوری ماورای رویا 

این 
نظریه، جالب ترین و یکی از تاثیرگذارترین تئوری هایی است که تا به حال 
مطرح شده، اما دارای پایین ترین اعتبار علمی هست. بر اساس این نظریه این 
مرد یک فرد واقعی است، کسی که مهارت‌های خاص روانی دارد و توانایی ورود به 
خواب افراد را دارا می‌باشد! 

برخی معتقدند که در زندگی واقعی، این 
مرد همان شکلی ست که در خواب ظاهر می شود. برخی دیگر فکر می کنند وجهه او 
بایستی کاملا متفاوت باشد. 

اما برخی از این افراد چنین می پندارند 
که پشت سر این مرد یک طرح شست و شوی ذهنی توسعه یافته از سوی شرکت های 
مرموز و بزرگ وجود دارد.

 

 


تئوری تقلید رویا 

این 
یک تئوری علمی جامعه شناختی است که ادعا می کند این پدیده بطور معمولی 
بوجود آمده است ولی به تدریج توسط تقلید گسترش پیدا کرده است. در واقع 
زمانی که مردم به این پدیده پی بردند و مدام راجع به آن فکر کردند و به 
گفتگو پرداختند، عمیقا تحت تأثیر قرار گرفتند و همین باعث شد که شروع به 
دیدن این مرد در خواب کنند.

 

 

 

 






 

پشت عقرب شکافته می‌شود تا بچه‌ها از آن خارج شوند 

 

روز دوم هم بچه ها در حال خارج شدن هستند 

 

روز سوم هم خروج بچه ها ادامه دارد 

 

روز چهارم بچه ها خارج می‌شوند و پراکنده می‌گردند 

 

روز پنجم؛ آخرین روز خروج بچه‌هاست 
بعد از پایان یافتن وضع حمل، پشت عقرب همانند روز اول بر می‌گردد و درست می‌شود 

 

 

 

 

 





پیری برای جمعی سخن میراند.لطیفه ای برای حضار تعریف کرد 
همه دیوانه وار خندیدند.بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. 
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنیداو لبخندی زد و گفت :وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید...

 

 

 





 1. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) 

2. مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی) 

3. لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی) 

4. زنی سعادتمند است که مطیع "شوهر"باشد. (ضرب المثل یونانی) 

5. زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی) 

6. زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی) 

7. زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. (ضرب المثل آلمانی) 

8. داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی) 

9. دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی) 



10. داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. (ضرب المثل فرانسوی) 

 

بقيه در ادامه مطلب ....

 

 

 




1...122123124125126...187

CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید