همه جوره ....
 

آخرین مطالب
» پشت صحنه برنامه نود ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دستبند های دخترونه ! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» یلداتون مبارکــــــــــــــــــ ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» توزیع گوشت الاغ در مشهد ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» همسر بنيامين بهادري در پی یک تصادف مرگبار جان خود را از دست داد ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مسخره ترین لباس های تاریخ فوتبال ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کروکدیل (مواد مخدر) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کشاورز و ساعتش ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» پرنده ماهی!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» عجیب ترین عکس های رادیولوژی پزشکی ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است 

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. 

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم. 

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. 
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است ! 

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. 

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند! 

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است. 

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.

 

 

 





 

یک اتفاق عجیب ، یک عراقی همزمان و در یک شب، با دو دختر از اقوام نزدیکش ازدواج کرد. 

به گزارش روزنامه اماراتی البیان، عبدالرحمن ۲۲ ساله گفته است همزمان دلبسته این دو دختر شده بود. به همین دلیل تصمیم گرفت در یک مراسم، با آنها ازدواج کند.

داماد جوان که همراه پدرش در منطقه بیجی در شمال عراق به کشاورزی مشغول است، گفت با این اقدام می خواهد نشان دهد هیچ یک از دو عروس را بر دیگری ترجیح نمی دهد. 

این دو عروس یعنی انتظار ۱۷ ساله دختر عمو و سعاد ۲۱ ساله دختر عموی پدر داماد گفته اند که ابتدا مخالف چنین اقدامی بودند، اما پس از رایزنی ها و رفت و آمدها، موافقت کرده اند. 

سعاد هم گفته است که ابتدا از این پیشنهاد شوکه شد اما داماد او را قانع کرد که هر دو عروس را با هم دوست دارد. 

هم اکنون هر دو عروس در یک منزل سکونت دارند. 



 

 

 




جادوﮔﺮی ﮐﻪ روی درﺧﺖ اﻧﺠﯿﺮ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ 

ﺑﻪ ﻟﺴﺘﺮ ﮔﻔﺖ: ﯾﻪ آرزو ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﺮآوردﻩ ﮐﻨﻢ 

ﻟﺴﺘﺮ ﻫﻢ ﺑﺎ زرﻧﮕﯽ آرزو ﮐﺮد 

دو ﺗﺎ آرزوی دﯾﮕﺮ ﻫﻢ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ 

ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪام از اﯾﻦ ﺳﻪ آرزو 

ﺳﻪ آرزوی دﯾﮕﺮ آرزو ﮐﺮد 

آرزوﻫﺎﯾﺶ ﺷﺪ ﻧﻪ آرزو ﺑﺎ ﺳﻪ آرزوی ﻗﺒﻠﯽ 

ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﺪام از اﯾﻦ دوازدﻩ آرزو 

ﺳﻪ آرزوی دﯾﮕﺮ ﺧﻮاﺳﺖ 

...ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد آرزوﻫﺎﯾﺶ رﺳﯿﺪ ﺑﻪ ۶۴ ﯾﺎ ۲۵ ﯾﺎ 

ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل از ﻫﺮ آرزوﯾﺶ اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﮐﺮد 

ﺑﺮای ﺧﻮاﺳﺘﻦ ﯾﻪ آرزوی دﯾﮕﺮ 

...ﺗﺎ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد آرزوﻫﺎﯾﺶ رﺳﯿﺪ ﺑﻪ 
۵ﻣﯿﻠﯿﺎرد و ﻫﻔﺖ ﻣﯿﻠﯿﻮن و۸۱ﻫﺰار و۴۳آرزو 

ﺑﻌﺪ آرزو ﻫﺎﯾﺶ را ﭘﻬﻦ ﮐﺮد روی زﻣﯿﻦ 

و ﺷﺮوع ﮐﺮد ﺑﻪ ﮐﻒ زدن و رﻗﺼﯿﺪن 

ﺟﺴﺖ و ﺧﯿﺰ ﮐﺮدن و آواز ﺧﻮاﻧﺪن 

و آرزو ﮐﺮدن ﺑﺮای داﺷﺘﻦ آرزوﻫﺎی ﺑﯿﺸﺘﺮ 

ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﺑﯿﺸﺘﺮ 

در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دﯾﮕﺮان ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻧﺪ و ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ 

ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ورزﯾﺪﻧﺪ و ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ 

ﻟﺴﺘﺮ وﺳﻂ آرزوﻫﺎﯾﺶ ﻧﺸﺴﺖ 

آﻧﻬﺎ را روی ﻫﻢ رﯾﺨﺖ ﺗﺎ ﺷﺪ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺗﭙﻪ ﻃﻼ 

...... و ﻧﺸﺴﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺮدﻧﺸﺎن ﺗﺎ 

ﭘﯿﺮ ﺷﺪ 

و ﺑﻌﺪ ﯾﮏ ﺷﺐ او را ﭘﯿﺪا ﮐﺮدﻧﺪ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺮدﻩ ﺑﻮد 

و آرزوﻫﺎﯾﺶ دور و ﺑﺮش ﺗﻠﻨﺒﺎر ﺷﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ 

آرزوﻫﺎﯾﺶ را ﺷﻤﺮدﻧﺪ 

ﺣﺘﯽ ﯾﮑﯽ از آﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﮔﻢ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮد 

ﻫﻤﺸﺎن ﻧﻮ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺑﺮق ﻣﯿﺰدﻧﺪ 

ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﯿﺪ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺮدارﯾﺪ 

ﺑﻪ ﯾﺎد ﻟﺴﺘﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﺪ 

ﮐﻪ در دﻧﯿﺎی ﺳﯿﺐ ﻫﺎ و ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎ و ﮐﻔﺶ ﻫﺎ 

ﻫﻤﻪ آرزوﻫﺎﯾﺶ را ﺑﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻦ آرزوﻫﺎی ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺣﺮام ﮐﺮد!!!

 

 





 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 

 


 





 なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあ やバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名 はさなたかなあかさやなやまなた あかさ なや帆な肉違耶 . 
なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあ やバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名 はさなたかなあかさやなやまなた あかさ なや帆な肉違耶 . 

خیـلی نـاراحـت کننــده بــود ، خصــوصـــاً ایـن قسـمـتــش !!! ... ... なだや羅やわマ !に 魚玉らはがやわまぁら花や な!

 

 

 





 1_ مو : موهای خود را با صابون نشویید... به موهای خود بیشتر برسید نه تا اون حد که دیگه شروع به ریزش کنه نمیخواد خودکشی کنی ... ژولیده هم باشه قابله قبوله فک کنم 

2_ ابرو : ابرو های خود را بشویید .. اوه چی شرمنده اشتباه شد اون واسه بالا بود .. ابرو های خود را بگیرید ... نه تا اون حد که دیگه دیده نشه .. تا یه حدی که فهمیدی خرابش کردی خوبه پسرا اونطوری بیشتر دوس دارن 

3_ دستان : دستاتونو با صابون گلنار یا اوه بشویید ... اخه تبلیغاتش گفته لطیف میکنه ... اگه خیلی دیگه میخوای لطیف میشه مثه پنبه با لطیفه بشوی 

4_ دندون : دندونتون را با مسواک هر روز 4 بار بشویید .. قبله خواب ... بعد خواب ... تو خواب ... تو رخته خواب ... در حین غذا خوردن مسواک بزنید ... هر وقت احساس کردی دندونت مثه ( ) برق زد دیگه تا 2 ساعت نزن ... بعد دوباره بزن 

5_ لب : از این براق کننده ها و رژ لب هر چی خلاصه دستتون اومد بزنید دیگه ... 

6_ فیلتر ... 

7_ ( شدیدا برخورد میشه ) 

8_ نگم بهتره

 

 





 خدایا ! عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار. 


خدایا ! به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن 


خدایا! رشد عقلی و عملی ، مرا از فضیلت ِ تعصب ، احساس و اشراق محروم نسازد 


خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم. 


خدایا ! جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد.

 

 





 خانمها معتقدند که می توانند بعضی از کارها را به نحو احسن انجام دهند، ولی بهتر است این ادعاها، استدلالی را هم در بر داشته باشند. تحقیقات انجام شده در آمریکا ثابت می کند که اکثر بانوان در انجام این ۸ کار از مردان بهترند. 


1-رهایی از شکست عشقی 
بر طبق تحقیق انجام شده از ۱۰۰۰ فرد مجرد در مجله ای مشخص شده که مردان در هنگام شکست عشقی، زمان بیشتری را نسبت به زنان در ناراحتی و غم ناشی از جدایی و شکست سپری می کنند. 


2-رانندگی در شهر 
تحقیقات ترافیکی انجام شده در سال ۲۰۱۰ نشان می دهد که ۸۰٪ عاملین تصادفات شهری مردان بوده اند. زنان به سبب رعایت احتیاط کمتر از مردان دچار حادثه می شوند 



3-تحصیلات آکادمیک 
بر طبق آمار دانشگاه ها به ازای هر ۱۰۰ مردی که فارغ التحصیل می شوند، ۱۸۵ زن را فارغ التحصیل می کنند. آنها تخمین می زنند که تا سال ۲۰۱۶ میلادی، ۶۱٪ لیسانس ها، ۶۳٪ فوق لیسانس ها و ۵۸٪ فارغ التحصیلان مقطع دکترا زن باشند 



4-آدرس دادن و راهبری 
محققان دانشگاه سنت جوزف در فیلادلفیا گروهی از مردان و زنان را تحت آزمایش قرار دادند تا آدرس مکان های توریستی محبوب را بدهند و به طور کامل شرح دهند که چگونه می توان به آنجا رسید. آنها به این نتیجه رسیدند که خانمها خیلی دقیق تر از آقایان انجام می دهند. محققان معتقدند که بانوان هنگام آدرس دادن پس از اندکی مکث و بررسی کل مسیر آنرا به زبان می آورند و این در حالی است که آقایان به محض اینکه از آنها سوال می پرسید، شروع به پاسخ دادن می کنند و در حین پاسخ دادن مدام خود را تصحیح می کنند 



5-سرمایه گذاری 
مردها بیشتر از زنان در فروش سهام خود دچار اشتباه می شوند و ضرر بیشتر شامل حالشان می شود. مطالعه در سال ۲۰۰۹ نشان می دهد که سرمایه بانوان شرکت کننده در بازار بورس بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ با ۱۰٪ رشد همراه بوده و این رقم ۳٪ از رشد کل شاخص بورس و ۴٪ از میزان رشد متوسط سرمایه مردان بالاتر بوده است 



-6حافظه‌ی بهتر 
2مطالعه جدید اثبات کردند که زنان 5 درصد بیشتر از مردان قدرت به خاطر سپاری کلمات و چهره ها را دارند. همینطور تحقیقات انجام شده در سال 2008 که در سوئد انجام شد، نشان داد که زنان قدرت بیشتری در حفظ کلمات، اشیا و تصاویر در ذهنشان دارند. 


7-چکش زدن 
زنان ۱۰٪ از مردان در وارد کردن ضربه توسط چکش دقیق تر اند و ضربه را با نیروی متناسب وارد می کنند. این نتایج را دانشگاه ماساچوست پس از انجام تحقیقات بر روی زنان و مردان اعلام نمود 



8-گویندگی اخبار 
محققان سوییسی بر این باورند که اخباری که توسط گویندگان زن گفته می شوند، اعتبار بیشتری را نزد بینندگان به نسبت اخبار گفته شده توسط مردان کسب می کنند.

 

 

 





 دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. 
بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. 
مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد. 
اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد. 
زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟ 
دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد! 

باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید.

 

 

 





 کوچک هستم  
خیلی کوچک  
آنقدر که همه زیر پاهایشان مرا له میکنند  
کوچک هستم  
به اندازه ی یک ارزن  
آنقدر که هیچ کس مرا به خاطر نمی آورد  
کوچک هستم  
و باز هم کوچک  
هر لحظه دارم کوچک تر میشوم  
میدانی؟  
در این دنیای بزرگ من هیچ آرزو ی بزرگی ندارم  
البته آرزو های کوچکم را نمی گویم  
نمی گویم که دلم خیلی میخواست که برای یکبار هم که شده  
کسی مرا له نکند  
یا حداقل  
بعد از له کردنم  
یک ببخشید خشک و خالی بگوید  
نمی گویم که  
آنقدر گریه کردم که برای خودم دریاچه ای کردم  
و با آن هر روز درد دل میکردم  
اما میدانی؟  
یک روز دریاچه ی اشکهایم را  
یک نامرد  
پای مال کرد  
فقط برای خنده  
نمی گویم که انقدر تنهایی کشیده ام که  
حسرت یک دوست  
حتی بد  
هر روز گلویم را پر از بغض میکند  
نمی گویم که گاهی  
آنقدر دل تنگ میشوم  
که دلم میخواهد خودم را بکشم  
وخیلی ناگفته های دیگر  
آنقدر هستند که میتوانم دنیا را با آن پر کنم  
البته دنیای کوچکم را  
ولی آن ها را نمیگویم چون  
میترسم تو باز هم  
آنها را لگدمال کنی...

 

 

 




صفحه قبل1...7172737475...187صفحه بعد

CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران