نوسانگر های هم سان .....
 
لینکستان
 
درباره ما


مهران
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : ReMe_love@ymail.com



 

 

 

 







 




۱- در صورتیکه حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید - صورتی !!! 

۲- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط دایره قرار دارد خیره شوید . نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید. 

۳- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهد شد.  


نتیجه : 
عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.  
این دلیل محکمی است که بدانیم ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم ......

 

 







 مکعب های سیاه را بگیرید..  باید کنترل داشته باشید و مانع برخورد با مربع های قرمز بشید.

برای قطع صدای بازی و عدم تداخل با آهنگ بلاگ روی Music کلیک کنید....

 

 







 

 


اگر تا بحال سردرد نگرفته باشید! حتماً دایره هایی وابسته به هم و دوار را مشاهده کردید.این که شما دایره ها را به هم مرتبط دیده اید، خطای دید شماست و این تصویر از چند دایره های تو در تو و کاملاً جدا تشکیل شده است که تصویر زیر به درک این مساله کمکتان می کند. 



 

 







 قصه از کجا شروع شد؟! از عصر ۱۸ آذر ۱۳۹۰. روزی که استقلال دربی حذفی رو با نتیجه رؤیایی سه بر صفر برنده شد و افسانه سوبله‌چوبله آغاز گردید! 
این یک بود: 

 

این دو: 

 

بعد نوبت سه رسید: 

 

و بعد هم چهار: 

 

این‌که استقلال چهار دربی رو پشت سر هم برنده بشه اتفاق بی‌نظیری بود و شاید تا سال‌ها هم شاهد چنین اتفاقی نباشیم. این افسانه باید یه جوری جاودانه می‌شد! همون روز این عکس به عنوان نمادی از چهار برد پیاپی دربی ساخته شد: 

 

مدتی گذشت ولی اون‌جور که باید از این افسانه یادی نشد! با خودم می‌گفتم مگه قراره چند بار این اتفاق بیفته که ما به این زودی فراموشش می‌کنیم؟! 

بازم مدتی گذشت تا این‌که........ 

یه تیمی که نمی‌خوام اسمشو بیارم تو آزادی با الغرافه بازی داشت! یه اتفاقی افتاد که… اصلاً چرا تعریف کنم؟! همه می‌دونن دیگه! فقط یه عکس ازش می‌ذارم! بفرمایید اینم عکس: 

 

از اون روز افسانه سوبله‌چوبله وارد فاز تازه‌ای شد. انگار دوباره شکل گرفت. ولی هنوز از این فاز تازه چیزی نگذشته بود که یه فاز دیگه از افسانه افتتاح گردید! خودتون ببینید: 

 

تصور کنین سه بازی پشت سر هم با ۱۲ گل خورده! خیلی دور از ذهنه! مگه نه؟! دیگه الان قضیه خیلی جدی شده بود! چهار انگشت بازشده یک دست… 

عکس زیر یکی از اولین عکس‌هایی بود که تو اینترنت منتشر شد. عجب ابتکاری! 

 

یه مدل دیگه ابتکار این‌جوری بود. لبخندها رو ببینید یه دنیا حرف داره توش! 

 

طبیعی بود که قضیه به استادیوم هم کشیده بشه. مثل این: 

 

یا این: 

 

یه دختر خانم استقلالی بسیار مبتکر به نام «صبا خانوم» اومد یه ابتکاری زد در حد لالیگا! این یه نمونه‌اش: 

 

کلاً صبا خانوم کسی رو بی‌نصیب نگذاشت! ما به دلیل کمبود وقت و مکان، چند تا عکس دیگه رو نمیذاریم. 

کوچول‌موچولوهای استقلالی هم دل دارن! ندارن مگه؟! من می‌گم دارن! اینم یه مدرک تپل‌مپلی از این حرفم: 

 

تازه اونایی که صاحب ماشین هستن هم دل دارن! می‌گید نه؟! خودتون ببینین: 

 

یه آقا پسر استقلالی به اسم علیرضا اومد جشن تولد ۱۵ سالگیش رو این‌جوری گرفت. ببینید چه کیک باحالی داره! 

 

قضیه کم‌کم به خارج از مرزهای ایران هم رخنه کرد: 

 

شایعه شد که اخبار به سمت اروپا هم رفته و به گوش تیم استقلال انگلستان یعنی بر و بچه‌های چلسی هم رسیده تا اونا بیان این‌جوری از هم‌نام ایرانی خود (!) حمایت کنن: 

 

تو این گیر و دار خدا یه گل‌پسر به اسم «عطا» به سید مهدی رحمتی هدیه داد. عطا همین‌که به دنیا اومد نماد سوبله‌چوبله رو به دوربین نشون داد! این عطا بزرگ بشه چی می‌شه! 

 

روزنامه استقلال جوان هم از فرصت استفاده کرد و یه ستون بامزه با همون نماد معروف توی روزنامه افتتاح کرد به نام چهارتایی‌ها! این همون ستونه: 

 

وقتی امیر قلعه‌نویی با استقلال قرارداد بست می‌دونین چی شد؟ اینی شد که تو عکس زیر می‌بینید! 

 

یه دفعه یه شایعات عجیبی به گوش رسید! گفتن دو تا از سؤال‌های کنکور ۹۱ لو رفته! این یکیش: 

 

اینم سؤال لورفته دوم: 

 

ولی عجیب‌ترین شایعه در رابطه با شبکه سه بود! گفتن قراره لوگوی شبکه سه تغییر کنه و این‌جوری بشه: 

 

چیزی که باعث شد شایعات بالا رنگ واقعیت بیش‌تری به خودشون بگیرن مصاحبه‌ای بود که اسطوره فراموش‌نشدنی قرمزها یعنی مایلی‌کهن انجام داد: 

 

آدم وقتی جدول لیگ رو می‌بینه به این گفته مایلی‌کهن بیش‌تر پی می‌بره. خودتون جدول رو ببینید: 

 

اگه گفتید چند تا چهار تو این جدوله؟! بله دیگه چهار تا چهار! 

تا یادم نرفته بگم که شایعه شده هواداران «شالکه ۰۴» به این صحبت مایلی‌کهن اعتراض کردن و گفتن که «خواهشاً ما رو با اینا مقایسه نکنید!» 

باز برگردیم به داخل کشور و بریم سراغ بقیه شخصیت‌ها! نظرتون در مورد صمد نیکخواه بهرامی چیه؟! 

 

خود بازیکنای استقلال هم البته کم نذاشتن‌ها! مثلاً میثم حسینی با پای گچ‌گرفته! 

 

یا امیرحسین صادقی موقع قرارداد: 

 

یا این یکی: 

 

اوه اوه! اون نفر وسطی عکس بالایی که معرف حضورتون هست! امیر جعفری! سمت راست امیر جعفری هم علی صالحیه. دو تا بازیگر استقلالی دوآتیشه! اگه قرمزا رو بدن دست این امیر جعفری قطعاً نسل‌شون رو منقرض می‌کنه! امیر جعفری یه عکس باحال هم با پویا امینی داره. ایناهاش: 

 

بازم هست البته: 

 

خلاصه کلام این‌که با تو هستم استقلالی! هر جا که هستی یه دستت رو بیار بالا. چهار تا انگشتت رو باز کن. این‌جوری: 

 

و این ماجرا همچنان ادامه دارد…

 

 







  



دانشجوی حقوق : با اینکه همیشه شاهد اعمال دانشجویان است ولی هیچوقت و در هیچ دادگاهی علیه آنان شهادت نمی دهد! 

دانشجوی جغرافیا : مکان ، آب و هوا و شرایط محیطی در او تاثیری ندارد چون او همه جا هست! 

دانشجوی مهندسی : شجاعتش برایم قابل تحسین است چون ماکت هر پل یا ساختمانی را که می سازم بدون توجه به احتمال تخریب آن ، به رویش می رود و افتتاحش می کند! 

دانشجوی پزشکی : تنها موجودی است که از تیغ تشریح من هراسی ندارد و به طرفم می آید تا با فدا کردن جانش موجب پیشرفت علم پزشکی شود! 

دانشجوی مدیریت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعیتش را مدیریت و اداره می کند که انگار مدیر بودن باید در خون هر کس باشد و درس خواندن بی فایده است! 

دانشجوی زبان و ادبیات فارسی : او هیچوقت حرفی نمی زند ولی با سکوتش هزاران حرف را به من می آموزد! 

دانشجوی روانشناسی : درون گرا ، خجالتی ، کم حرف ، یک شخصیت منحصر به فرد! 

دانشجوی علوم سیاسی : به هیچ دسته و گروهی وابسته نیست ، تک و تنها برای هدفش تلاش می کند! 

دانشجوی برق : وقتی روشنایی و خاموشی در نحوه حرکت او بی تاثیر است من را متوجه نیرویی فراتر از برق می کند! 

دانشجوی کامپیوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخایر اطلاعاتی بسیار پیشرفته تر از فلش 32 گیگ است! 

دانشجوی فیزیک هسته ای : زندگی در خوابگاه حق مسلم اوست! 

دانشجوی تربیت بدنی : آنقدر عضلاتش نیرومند است که می تواند از دیوار راست هم بالا برود! 

دانشجوی زبان شناسی : هیچکس زبانش را نمی فهمد! 

دانشجوی علوم تربیتی : شیوه تربیتی او در تعلیم فرزندان بی شمارش برایم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بی چون و چرا ادامه دهنده راه او می باشند! 

دانشجوی زمین شناسی : کاش می توانستم به مانند او به اعماق زمین بروم و ندیدنی ها را ببینم! 

دانشجوی زبان انگلیسی : ! It is always silent 

دانشجوی تاریخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هیچ تاثیری در ظاهر و عقاید و شیوه زندگی او بگذارد! 

دانشجوی فلسفه : همیشه فلسفه وجودی او برایم سوال بوده ولی مطمئنم که درپس خلقتش هدفی والا نهفته است! 

دانشجویهنر : هیچوقت منتظر نمی شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم! 

دانشجوی مکانیک : با الهام از او توانستم خودرویی بسازم که هم در آب و خشکی حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صیقلی بالا برود! 

دانشجوی آمار : بدون شک از یک روش آماری قوی برای محاسبه تعداد فرزندانش بهره می برد! 

دانشجوی اخلاق : آنقدر با مرام و پایبند به اخلاقیات است که تا به حال نگذاشته هیچکس اشک او را ببیند حتی زمانیکه فرزندش را جلوی چشمانش له می کنند! 

دانشجوی علوم ارتباطات : تا او هست ، هیچکس تنها نیست


_________________







 این بازي به بازیه تمرکز حواس شهرت دارد. 

گفته ميشود فقط نوابغ قادرند به مدت سي ثانيه يا بيشتر اين بازي را ادامه دهند 

و همچنين خلبانان نيروي هوايي آمريکا ميتوانند بيش از يک دقيقه در اين بازي استقامت نمايند 

شايد شما هم يک نابغه باشيد 

و بتوانيد رکورد خلبانهاي آمريکايي را بشکنيد. 

اين بازي به تمرکز حواس بسيار بالايي نياز دارد. 

دستورالعمل بازی:ماوس را روي مربع قرمز نگه داشته و آن را حركت دهيد.سعي كنيد مربع قرمز رنگ با ديواره و مربع/مستطيل هاي آبي رنگ برخورد نكند.اگر بتوانيد 

بيشتر از 30 ثانيه از برخورد جلوگيري كنيد، به احتمال زياد شما يك نابغه هستيد! 


کلیک کنید

 







 حسنی نگو جوون بگو 
علاف و چش چرون بگو 

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه 
نه سیما جون ،نه رعنا جون 

نه نازی و پریسا جون 
هیچ کس باهاش رفیق نبود 

تنها توی کافی شاپ 
نگاه می کرد به بشقاب ! 

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟ 
نه نمی رم نه نمی رم 

به دخترا دل می بازی ؟! 
نه نمی دم نه نمی دم 


گل پری جون با زانتیا 
ویبره می رفت تو کوچه ها 

گلیه چرا ویبره میری ؟ 
دارم میرم به سلمونی 

که شب برم به مهمونی 
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین 

یه کمی به من سواری می دی ؟! 
نه که نمی دم 

چرا نمی دی ؟ 
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم 

اما تو چی ؟ 
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری 
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه 


در واشد و پریچه 
با ناز اومد توو کوچه 

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟ 
مامان پری ،از اون بالا 

نگاه می کرد توو کوچه را 
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا 

برو خونه تون تورا بخدا 
دختر ریزه میزه 

حسابی فرز وتیزه 
اما تو چی ؟ 

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری 
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه 

نازی اومد از استخر 
تو پوپکی یا نازی ؟ 

من نازی جوانم 
میای بریم کافی شاپ؟ 
نه جانم 

چرا نمی ای ؟ 
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب 

اما تو چی ؟ 
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری 
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه 


حسنی یهو مثه جت 
رسید به یک کافی نت 

ان شد ورفت تو چت رووم 
گپید با صدتا خانووم! 

هیشکی نگفت کی هستی ؟ 
چی کاره ای چی هستی ؟ 

تو دنیای مجازی 
علافی کرد وبازی 

خوشحال وشادمونه 
رفت ورسید به خونه 

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟ 
اره می خوام اره میخوام 

چاهارتا شرعن بگیرم ؟ 
اره می خوام اره میخوام 

حسنی اومد موهاشو 
یه خورده ابروهاشو 

درست وراست وریس کرد 
رفت و توو کوچه فیس کرد 

یه زن گرفت وشاد شد 
زی ذی شد و دوماد شد .

 







 فرض كنيد شما مشخصه صورت كسي هستيد,كدام قسمت ازصورت او هستيد؟ 
الف :چين وچروك ب :لكه ج :خال زيبايي د :كك ومك ت :لبخند 

دوست داريد چه نوع پرنده اي باشيد؟ 
الف :شباهنگ ب :جغد ج :عقاب د :فلامينگو ت :پنگوئن 

كدام يك ازآلات موسيقي را دوست داريد؟ 
الف:پيانو ب :ويلون ج :سازدهني د :گيتار ت :دف 

كدام يك ازبرنامه هاي تلويزيوني براي شما جالب تراست؟ 
الف :اخباروبرنامه هاي مستند 
ب :فيلم هاي درام وزندگي نامه 
ج :هيجاني وپليسي 
د :عشقي وماجرايي 
ت :كمدي وكارتون 


كدام يك ازبازي هاي شهربازي را بيشتردوست داريد؟ 
الف :هيچ كدام ,من ازشهربازي متنفرم 
ب :قطاريا قايق ج :نمايش واجراي كمدي 
د :چرخ وفلك ووسايلي كه سريع مي چرخند 
ت :ترن هاي هوايي سريع السير 


آيا شما به اشتباهات خوتان مي خنديد؟ 
الف :هرگز ب :به ندرت ج :برخي مواقع د:معمولا ت:هميشه 

اگردوست شما سربه سرتان گذاشت چه عكس العملي نشان مي دهيد؟ 
الف :عصباني مي شويد 
ب:ناراحت مي شويد 
ج :برايتان جالب است 
د:تلافي مي كنيد 
ت :چندين برابرتلافي مي كنيد 


اولين چيزي كه صبح موقع بيدارشدن به فكرتان خطورمي كند چيست؟ 
الف :كارويا تحصيل 
ب:مشكلات زندگي 
ج :صبحانه 
د :روزي كه درپيش داريد 
ت :كاري كه تا شب انجام خواهيد داد 


درزندگيتان چه شعاري داريد؟ 
الف :وقت طلاست 
ب:سحرخيزباش تا كامروا باشي 
ج :آنچه براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند 
د :زندگي كن وبه ديگران هم اجازه زندگي كردن بده 
ت :بي خيال باش(هرچه بادا باد ) 


آيا به همه حيوانات علاقه منديد؟ 

الف :اصلا 
ب:تعداد كمي ازحيوانات 
ج :برخي ازحيوانات 
د:بيشترحيوانات 
ت :تمام حيوانات 


شما لبخند مي زنيد؟ 
الف :هرگز 
ب:به ندرت 
ج :گاهي اوقات 
د :اغلب 
ت :آنقدرزياد كه برخي فكرمي كنند ديوانه هستم 


نظرديگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟ 
الف :بي رحم 
ب :سرد وبي احساس 
ج :زيبا 
د :دوست داشتني 
ت :خوشگذران 

شما احساس عشق وقدرداني خود را نشان مي دهيد؟ 
الف :هرگز 
ب :به ندرت 
ج :گاهي 
د :اغلب 
ت :حداكثرتا جايي كه امكان دارد 


شما اعتقاد داريد كه براي شاداب بودن بايد ساعاتي ازروز را منحصرا صرف خودتان كنيد؟ 
الف :اصلا 
ب:احتمالا نه 
ج :گاهي 
د :بله 
ت :البته ,تا جايي كه امكان دارد به خودتان مي رسيد 


آيا زندگي شما بابرنامه ريزي پيش مي رود؟ 
الف :من حتي درتعطيلات هم برنامه ريزي مي كنم 
ب :هميشه برنامه ريزي مي كنم 
ج :بستگي به روزهفته دارد 
د :درصورت امكان اجازه مي دهم كه خودش پيش آيد 
ت:هميشه بدون برنامه ريزي روزها را طي مي كنم 


حال امتيازات كنارگزينه هايي را كه انتخاب كرده ايد جمع كنيد. 
گزينه الف1 امتيار,گزينه ب 2امتياز,گزينه ج 3 امتياز,گزينه د 4 امتياز,گزينه ت 5 امتيازدارد سپس امتيازات خودتان ازپانزده سوال تست را مطابق با جدول زيرمقايسه كنيد. 

 

نتیجه در ادامه مطلب ...

 









 چشم‌هایتان را باز می‌کنید. متوجه می‌شوید در بیمارستان هستید. پاها و دست‌هایتان را بررسی می‌کنید. خوشحال می‌شوید که بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستید.. 

دکمه زنگ کنار تخت را فشار می‌دهید. چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می‌شود و سلام می‌کند. به او می‌گویید، گوشی موبایل‌تان را می‌خواهید. از این‌که به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شده‌اید و از کارهایتان عقب مانده‌اید، عصبانی هستید. پرستار، موبایل را می‌آورد. دکمه آن را می‌زنید، اما روشن نمی‌شود. مطمئن می‌شوید باتری‌اش شارژ ندارد. دکمه 
زنگ را فشار می‌دهید. پرستار می‌آید… 

«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟ 

«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم». 
«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟ 
«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمی‌شه. شرکت‌های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی‌ها مشترکه». 
«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم». 
«شما گوشی‌تون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌که به کما برید». «کما»؟! 
باورتان نمی‌شود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفته‌اید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمده‌اید. مطمئن هستید که نه می‌توانید به محل کارتان بازگردید و نه خانه‌ای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه می‌پرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش می‌کنید تا زودتر مرخص‌تان کند. 
«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین». 
«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»! 
«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن». 

بقیه در ادامه مطلب ....

 

 







 
 





کسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد. 





رفتار کن با دیگران همانطوری که توقع داری که دیگران با تو رفتار کنند. 





آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر. 





کسی را فریب مده تا دردمندنشوی. 





با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی. 





سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی. 





راستگو باش تا استقامت داشته باشی. 





متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی. 





سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی. 





چالاک باش تا هوشیار باشی. 





دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی. 





مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی. 





روح خود را به خشم و کین آلوده مساز و هرگز ترشرو و بدخو مباش. 





در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند. 





اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده. 





سحرخیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی. 





اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری. 





با هیچ کس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد. 





مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند. 





زندگی شما وقتی زیبا و شیرین خواهد شد، که پندارتان، کردارتان و گفتارتان نیک باشد. 





پیمان شکنی یکی از شاخه‌های دروغ است. 





هر یک از شما باید در کردار نیک به دیگری سبقت جوید و از این رو زندگی خود را خوش و خرم سازد. 





خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم سازد. 





انسان در گزینش خوب و بد زندگی اش آزاد است . هر زن و مردی بایستی بهترین گفتار را بشنوند و مسیر خویش را در زندگی برگزیند. 





بهشت و دوزخ ما در این جهان در دستان خود ماست. 





نیکی پاسخ نیکی است و بدی سزای بدی. 





نتیجه زندگی ما حاصل اعمال ماست. 





وظیفه هر انسان در زندگی اش کار و کوشش و آبادی و پیشرفت جهان است. 





هر کس باید بیاندیشد که کیست؛ از کجا آمده است؛ و برای چه در این جهان زندگی می کند... 


 

 







 روش تقلب در امتحان 
بابا تو دیگه کی هستی؟ 
*** 
روش گول زدن پدر برای خرید پراید 
الان میگم بچه ها یه روش پیدا کنند 
*** 
دایناسورها در کجا اهواز زندگی می کردند؟ 
شوش 
*** 
اصل لر ها به کی بر می گردد؟ 
فک کنم ناپلئون بناپارت 
*** 
روش بیرون کردن مهمان از خانه به صورت مودبانه 
اگه شب بود بگو چقدر خوابم میاد -اگه روز بود بگو با یکی قرار دارم 
*** 
دانلود نرم افزار خوشگل کردن صورت پسر 
خودت باید مایه داشته باشی عموجون 
*** 
قیمت گوشی نوکیا گالکسی تب 
می خواستی یه اکس پریا هم اضافه کنی بشه نوگیا گالکسی تب اکس پریا 
*** 
خرها چگونه معتاد می شوند 
منظورت شتره یا خر!؟!؟ 
*** 
دانلود سوالات خرداد مدرسه راهنمایی شهید رجایی 
بابا خیلی باحالی 
*** 
دانلود آهنگ ضربان رضا لهراسبی 
مجید جان دلبندم ایشون علی لهراسبی هستند 
*** 
دلیل ۴ تا ۴ تا گل خوردن پرسپولیس 
جدایی فرهاد مجیدی از استقلال 
*** 
آیا تلوزیون خانه ما گیرنده دیجیتال دارد 
ببخشید نوعش چیه؟مارکش چیه؟حتما ۲۱ اینچ سیاه سفیده 
*** 
نحوه خوردن قرص استامینوفن 
هر نیم دقیقه یکبار 
*** 
آموزش جفت کردن ماهی کوپی با ماهی بوفالو 
هر وقت خودت بایه میمون ……… شدی اینا هم جفت میشن 
*** 
راه های رسیدن به ملیاردها پول 
کافی عضو یک گروه کلاهبردار ۳ هزار ملیاردی بشی 

 

 







 بارها برایت تکرار شده که حضور تو بر روی زمین به آن معنی بخشیده . 
به تو نیرویی ارزانی شده که میتوانی کوه ها را حرکت دهی و هر ناممکنی را عملی کنی . 
تو این حرف ها را باور نکردی . تمام چراغ هایی را که برای رسیدن به عزت راهنمای تو بودند خاموش کردی .پس گم شدی و به وحشت افتادی .آنگاه گریستی و بر سر کوفتی . 
به دنبال کسی میگشتی که تمام مشکلات را به او نسبت دهی ... 
پس مرا متهم کردی ! 
گفتی که تمام ناکامی ها و شکست هایت در زندگی خواست خدا بوده است . 
بیابا هم سیاهه ای تهیه کنیم ... 
ناتوانی های تو را میشمریم تا ببینیم برای زندگی جدید و موفق چه کم داری ؟ 


آيا تو نابينايي وشاهد طلوع وغروب خورشيد نيستي؟ 
خير.تو مي تواني ببيني.ميليونها گيرنده اي كه من در چشم تو خلق كردم براي اين است كه بتواني از جادوي يك برگ،يك درياچه،يك دانه برف،يك عقاب،يك كودك،يك ابر،يك ستاره،يك رز،يك پنجره ويك رنگين كمان،لذت ببري وهمچنين از نگاهي سرشار از عشق. 

 

آیا تو ناتوانی ذهنی داری ؟ آیا قدرت تفکر و تعقل از تو سلب شده است ؟ 
نه ، مغز تو پیچیده ترین ساختار در سراسر گیتی است . 
در این حجم محدود مغز سیزده میلیارد سلول عصبی وجود دارد یعنی حدود سه برابر جمعیت مردمان کره ی زمین . 
این سلول ها به تو توانایی میدهند که هر موضوعی را درک کنی ، هر صدایی را تشخیص دهی ، هر طعم و بویی و هر حرکتی را که از نخستین روز تولدت تجربه کرده ای تشخیص دهی. 


 

آیا تو گنگ هستی ؟ آیا زبان و لب های تو بدون ایجاد کلامی حرکت میکنند؟
 
نه ، تو میتوانی صحبت کنی ، کاری که هیچ یک از دیگر مخلوقات من توانایی آن را ندارند . 
کلام تو میتواند خشم را آرامش بخشد ، نومیدی را به امید تبدیل کند ، اشتیاق ایجاد کند ، شادی بیافریند ، تنهایی را بیرون کند ، شایستگی ها را تحسین کند ، موجب دلگرمی شود ، گمراهان را هدایت کند و عشق را ابراز کند . 
نعمت دیگری را هم به سیاهه ات اضافه کن . 

 

آيا تو ناشنوايي ونمي تواني صداي خنده يا گريه يك كودك را بشنوي؟
 
خير.تو مي شنوي... و بيست و چهار هزارفيبري كه من در هر يك از گوشهايت ساخته ام در مقابل با دي كه از لا به لاي برگهاي درختان عبور مي كند، صداي چشمه اي كه از لا به لاي صخره ها بيرون مي آيد دلربايي يك اپرا و صداي كودكان در هنگام بازي... به لرزش درمي آيند و همچنين در مقا بل صدايي كه مي گويد ‎‎‍‍« دوستت دارم» 

 

آیا تو از محبت محرومی ؟ آیا در گرداب تنهایی غرق شده ای ؟ 
عشق هدیه ای است بدون توقع 
اکنون تو میدانی که عشق بدون خودخواهی ، خود بهترین پاداش است 
حتی اگر به عشق تو پاسخی داده نشود ، آن عشق گم نخواهد شد زیرا وجود عشق و اثر آن به تو باز میگردد و قلب تو را آرامش میبخشد 
این نعمت را هم بنویس ، عشق را یک نعمت بدان 

 
 

اکنون چه کسی را به هستی رساندم ؟ 
تو را 
موجودی منحصر به فرد ، یکتایی بی همتا ، گنجی بی بها که با هیچ انسان دیگری که تاکنون زیسته ، یا اکنون زنده است و یا به دنیا خواهد آمد با تو یکسان نخواهد بود....

 

 







 فقط 1% جمعیت دنیا رو داریم، اون‌وقت 30% کشته‌های سوانح هوایی دنیا ایرانی‌اند، مملکته داریم؟ 
------ 
سوار هواپیما بشی انگار سوار عزرائیل شدی؛ اصفانیا راس میگن که دیگه بلیط دوطرفه رفت و برگشت بخری ریسک داره، باید فقط یه‌طرفه خرید که ضرر توش نباشه! مملکته داریم؟ 
------ 
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد كه نگو، بعد يهو ابرا رفتن برفا آب شد كم مونده بود خورشيدم نصفه شبی طلوع كنه... مملکته داريم؟
------ 
بچه‌ها دور هم جمع شدن مثلا دارن می‌جنگن، بهشون می‌گم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، می‌گن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار! مملکته داریم؟ 
------ 
پول شارژ باطری موبایلمون از پول کارت شارژش بیشتر میشه، مملکته داریم؟ 
------ 
پلوپز خریدم، ساخت ایران (نمی‌گم کدوم شهر تا توهین حساب نشه!) روش نوشته «اتوماتیک» ولی توی دفترچه‌اش نوشته: اگه ته‌دیگ قهوه‌ای کمرنگ دوست دارین نیم ساعت، قهوه‌ای پررنگ 45 دقیقه و قهوه‌ای تیره یک ساعت صبر کنین و بعد پلوپز رو خاموش کنین! مملکته داریم؟ 
------ 
می‌ریم تو مغازه می‌پرسیم آقا شارژ دوتومنی ایرانسل چند؟ مملکته داریم؟ 
------ 
صندوق پیشنهادات و انتقادات گذاشتن تو بیمارستان، پره پوله. مملکته داریم؟ 
------ 
مدير باغ وحش پارك ارم تهران گفته مرگ ببر سیبری ممکن است ناشی از مصرف «گوشت خر» باشد. یعنی ما از ببر هم پوست کلفت‌تریم؟! مملکته داریم؟ 
------ 
زنگ زدم ۱۳۴ (سامانه هواگو) برای هواشناسی، میگه هوا هم اکنون صاف تا قسمتی ابری همراه با افزایش ابر، وزش باد و گردوغبار، با بارش پراکنده برف و باران و مه صبحگاهی. مملکته داریم؟ 
------ 
ماشین صفر رو از کمپانی تحویل گرفتیم، تا برسیم پمپ بنزین، بنزینش تموم شد؛ مملکته داریم؟ 
------ 
رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم. میگه کجا گم گردی؟ میگم پارک. میگه چرا رفتی پارک؟؟؟؟ مملکته داریم؟ 
------ 
دختر 11 ساله به مامانش میگه: "آخه تو از عشق چی می‌دونی؟"، مملکته داریم؟ 
------ 
ساعت ۶ صبح از ایرانسل اس‌ام‌اس اومده: با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر، برنده‌ی ۲۱۰ تومان شارژ هدیه خواهید شد! مملکته داریم؟ 
------- 
دانشگاه می‌زنن شروع سال تحصیلی یک مهر، استاداش بیست مهر میان، دانشجوهاش یه ماه بعدش! مملکته داریم؟ 
------ 
آمار جراحی بینی انجام شده در تهران 23 برابر کل قاره آسیا است، مملکته داریم؟ 
------ 
با هر کی دوست می‌شیم، همون هفته تولدشه. مملکته داریم؟ 
------ 
پوشک‌ِ بچه از غذایِ بچه گرون‌تره! مملكته داريم؟ 
------ 
یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه! مملکته داریم؟ 
------ 
مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!! مملکته داریم؟ 
------ 
اس‌ام‌اس خالی ارسال می‌کنی انگلیسی حساب می‌کنن، مملکته داریم؟ 
------ 
همین روزهاست که گداها با یه دستگاه کارت‌خوان بیفتن دنبالمون! مملکته داریم؟ 
------ 
دزدگیر ماشینمو دزدیدن! مملکته داریم؟ 
------ 
طرف سر هیچ‌کدوم از کلاس‌های دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر می‌شه! مملکته داریم؟ 
------ 
یارو دیگه تو خیابون نون جلو پاش میبینه بوس نمیکنه بزاره کنار، برمیداره میخوره! مملکته داریم؟ 
------ 
دوتا تیشرت خریدم یکی دو ایکس لارج یکی اسمال.جفتشم اندازمه. مملکته داریم؟ 
------ 
تور هشت روزه مالزی ویژه ایام محرم! مملکته داریم؟ 
------ 
یکی از راه های رسیدن به خدا ؛ هواپیمایی ایران است!! مملکته داریم؟ 
----- 
عتیقه و اشیای باستانی رو عوض اینکه سازمان میراث فرهنگی کشف کنه، نیروی انتظامی کشف می‌کنه! مملکته داریم؟ 
------ 
یکی از معیارهای اصلی در تعیین کیفیت یک سایت یا وبلاگ، اینه که فیلترش کرده باشن! مملکته داریم؟ 
------ 
هر بلای طبیعی که سر خارجی‌ها بیاد عذاب الهیه، ولی هر بلای طبیعی که سر ایرانی‌ها بیاد امتحان الهی! مملکته داریم؟ 

 

 







 من جواد خیابانی را دوست دارم، به خاطر خیلی چیزها که مهم ترینش ماندگار شدن صدایش در ذهن همه ما در آن فوتبال دوست داشتنی مقابل استرالیا است. خیابانی اما به «سوتی» هایش معروف است. 

من ولی می گویم آمار این گاف ها 10 برابر هم که بشود، باز می شود همه اش را با آن توصیف خوبی که از خداداد داشت در می شود؛ غزال تیزپا ... با این حال لطفا این جمله را بخوانید: «دلیل اینکه لئو مسی در بازی های امسال شرکت نکرده این بوده که او چشم به راه نخستین فرزند خود است و می خواهد پدر بشود وگرنه آقای گل بازی ها می شد.» 

یا این یکی را: «یه اشتباه ... اشتباه مرگ بار ... بله ... مرگ مکزیک نزدیک می شه در این مسابقه» انصاف می دهید که این جمله ها به خودی خود ایرادی ندارند؛ مثلا اگر عادل این جمله ها را می گفت کسی خرده نمی گرفت، اما وقتی جناب خیابانی همین جملات را می گوید ما می خندیم! چرا؟! 

چون او زیاد گاف داده و ما هم که به ترک دیوار می خندیم و از هر اتفاقی جک می سازیم، چرا باید از کنار خیابانی بی تفاوت بگذریم. او گاهی با سوتی هایش اعصاب ما را هنگام تماشای فوتبال به هم ریخته و شاید این انتقام ناخواسته ما از آقای گزارشگر باشد. 


 

بقیه در ادامه مطلب ....

 

 







 واکنش رئیس جمهور های دنیا در مقابل فحش مادر 


 


آمریکا 

شما به رئيس‌جمهور آمريکا می‌گوييد: «مادرت رو...»! 
ولی اتفاق خاصی نمی‌افتد، فقط شما معروف می‌شويد 
و دربارهء مادر رئيس جمهور کتاب می‌نويسيد و ميليون‌ها دلار درآمد کسب می‌کنيد! 
اما بعد از آن، رئيس‌جمهور از شما به دادگاه شکايت می‌کند 
و شما مجبور می‌شويد که بابت غرامت، همه پولتان را به رئيس‌جمهور بدهيد 

_____________ 


 


انگلستان 

شما به نخست‌وزير انگلستان می‌گوييد: «مادرت رو...»! نخست‌وزير هم 
به شما می‌گويد: مادر خودت رو 

_____________ 


 


فرانسه 

شما به رئيس‌جمهور فرانسه می‌گوييد: «مادرت رو...»! و بلافاصله ميليون‌ها نفر 
از مردم به خيابان‌ها می‌ريزند 
و در حمايت از شما، به رئيس‌جمهور می‌گويند: «مادرت رو...»! و 

رئيس‌جمهور هم دربارهء جريحه ‌دار شدن احساساتش شعری می‌سرايد 

و آنرا در روزنامه‌ها و مجلات و راديو و تلويزيون منتشر می‌کند 

_____________ 


 


ژاپن 

شما به نخست‌وزير ژاپن می‌گوييد: «مادرت رو...»! نخست‌وزير تعظيم می‌کند 

و به شما می‌گويد: ببخشيد، ولی فکر نکنم مادرم از شما خوشش بياد 

_____________ 


 


آلمان 

شما به صدراعظم آلمان می‌گوييد: «مادرت رو...»! پليس به سراغ شما می‌آيد 

و به شما می‌گويد: لطفاً با مادر صدراعظم کاری نداشته باشيد.

 

 







 آیا میدانید که :  

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش … استفاده کنه!  


آیا میدانید که :  

فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند 

آیا میدانید که :  

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه 

آیا میدانید که :  

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه “اگه میخری بیارمش” 

آیا میدانید که :  

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۱۸ آی دی یاهو رو داره ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره! 
!  


آیا میدانید که :  

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه 


آیا میدانید که :  

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته ؟  

آیا میدانید که :  

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره 

آیا میدانید که :  

فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی 

آیا میدانید که :  

فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه ۲۵ سانتی میپوشه 

آیا میدانید که :  

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند! 

آیا میدانید که :  

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد! 

آیا میدانید که :  

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه! 

آیا میدانید که :  

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا ۲ لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون ۴ سال داشته باشه چه ۴۰ سال، بازم این اجازه را دارند که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه ۴۰/۵۰ کیلو اضافه بار دارن ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخند ؟ 

آیا میدانید که :  

فقط در سریالهای ایرانی ست که بیمارستانها بدون گرفتن هیچ ودیعه ای فوری بیمار را بستری یا عمل می کنند ؟ 

وبالاخره . . . آیا میدانید که :  

فقط ایرانی ها هستند که با دقت این نکات را می خوانند ودر دلشان می گویند « راست میگه دقیقا منم همین کارهارو میکنم ...

 







  

زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است 
و تو در آن غرق … 
این تابلو را به دیوار اتاق مى‌زنى 
آن قالیچه را جلو پلكان مى‌اندازى 
راهرو را جارو مى‌كنى 
مبل‌ها به هم ریخته است، 
مهمان‌ها دارند مى‌رسند و هنوز لباس عوض نكرده‌اى، 
در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهایت مانده است 

 

یكی از مهمان‌ها كه الان مى‌آید نكته‌بین و بهانه‌گیر و حسود 
و چهار چشمى همه چیز را مى‌پاید … 
از این اتاق به آن اتاق سر مى‌كشى، 
از حیاط به توى هال مى‌پرى، 
از پله‌ها به طبقه بالا می‌روى، بر می‌گردى … 
پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى 
و شهرام و رامین و مهین و شهین ... 
غرق در همین كشمكش‌ها و گرفتاری‌ها و مشغولیات و خیالات 

 

مى‌روى و مى‌آیى و مى‌دوى و مى‌پرى 
كه ناگهان سر پیچ پلكان جلوت یک آینه است … 

 

از آن رد مشو …! 
لحظه‌اى همه چیز را رها كن 
خودت را خلاص كن 
بایست و با خودت روبرو شو 
نگاهش كن 
خوب نگاهش كن! 

 

او را مى‌شناسى؟ 
دقیقا وراندازش كن 
كوشش كن درست بشناسی‌اش 
درست بجایش آورى 
فكر كن ببین این همان است كه مى‌خواستى باشى؟ 
اگر نه 
پس چه كسى و چه كارى فوری‌تر و مهم‌تر از اینكه 
همه‌ی این مشغله‌هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تكرارى و زودگذر و 
تقلیدى و بی‌دوام و بى‌قیمت 
را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى 
و او را درست كنى 

 

فرصت كم است! 
مگر عمر آدمى چند هزار سال است؟! 
چه زود هم مى‌گذرد 
مثل صفحات كتابى كه باد آن را ورق مى‌زند، 
آن‌هم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد … 

 

 







 انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است. 

------------ --------- --------- 
هیچ وقت نگو وقت نداری. به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، توماس جفرسون و آلبرت انیشتین. 

------------ --------- ---- 
هیچ صیادی از جویی حقیر که به گودالی می ریزد مروارید ی صید نخواهد کرد.(فروغ فرخزاد) 

------------ --------- --------- --------- - 
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد - جان لوییس 

------------ --------- -- 
عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی. 

------------ --------- --------- -- 
هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است. 

------------ --------- ----- 

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. 

‏(چارلی چاپلین) ‏ 
------------ --------- --- 
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود. 

------------ --------- ----- 
عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 

------------ --------- --- 
یکی از شاگردان سقراط وی را پرسید: زچه رو هرگزت اندوهگین ندیده ام؟ گفت از آن رو که چیزی را مالک نیستم که عدمش اندوهگینم کند. 

------------ --------- ----- 
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود. 

------------ --------- --- 
زندگی هدیه خداست به تو، طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا. 

------------ --------- -------- 
انسانی که در نبرد زندگی می خندد قابل ستایش است. 

------------ --------- --------- ---- 
دنیا دو روز است. آن روز که با تو نیست صبور باش وآن روز که با توست مغرور نباش زیرا هر دو پایان پذیر است. 

------------ --------- --------- --- 
ذهن انسان احمق مانند مردمک چشم است؟؟؟هر چقدر بیشتر نور بتابانی ...تنگ تر می شود!!! 

------------ --------- --------- --------- ---- 
خیلی جالبه : از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم. 
از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم. 
از شکستن لیوان می ترسیم..........از شکستن دل آدمها نمی ترسیم. 
از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم............ .از خیانت به دیگران نمی ترسیم. 

------------ --------- --------- --- 
انسان چیست ؟ شنبه: به دنیا می آید. یکشنبه: راه می رود. دوشنبه: عاشق می شود. سه شنبه: شکست می خورد. چهارشنبه: ازدواج می کند. 

پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد. جمعه: می میرد. 

------------ --------- --------- --------- ------ 
گاهی اوقات، برای فرار از تمامی کلیشه ها، آنقدر بر خلاف جهت حرکت می کنیم، که خود کلیشه می شویم. 

 

 







 یه آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت ... بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد..! 
بعد خدا بهش یه دختر داد ... 
یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی !؟ 
حالا خودت هم دختر داری ، نظرت چیه..؟؟ 
تحمل اشکش و داری !؟ 
بهم گفت : فقط می تونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن..! 
هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترش و نداره..!! 
آقایونِ پدر های آینده ... 
به دختر دار شدنتون خوب فک کنید ، زمین گرده ها ..!!

 

 







 مدرسه ما : پایگاه جهنمی 
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس 
دیدن مدیر از دور : شبهی در تاریكی 
نمره بیست : افسانه آه 
مدیر مدرسه : مرد 6 میلیون دلاری 
شوخی با مدیر : بازی با مرگ 
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان 
امتحان : شاید وقتی دیگر 
روزی كه معلم به كلاس نمی آید : بوی خوش زندگی 
اخراج از كلاس : یك بار برای همیشه 
نمازخانه دبیرستادن : قطعه ای از بهشت 
زنگ آخر : آرایشگاه زیبا 
امحان پایان ترم : قلب ها برای كه می تپد 
پیام متقلب برای دیگران : چشم هایم برای تو 
راهی برای متقلبان : جیب بر ها به بهشت نمی روند 
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه 
جای سیلی معلم : دایره سرخ 
دبیر تربیتی : پاك باخته 
صفر های پشت سر هم : برج مینو 
اعتراض برای نمره : شلیك نهایی 
حیاط مدرسه : پارک ژوراسیک 
زنگ ورزش : المپیک در بازداشتگاه 
شوراءدبیران : جنگ نفتکشها 
ناظم : پلیس آهنی 
کنکور : بالاتر از خطر 
دیدن معلم از دور : سایه عقاب ها 
نگاه معلم : بگذار زندگی کنم 
دانشگاه : سرزمین آرزوها 
خارج از مدرسه : آن سوی آتش 
بحث با مدیر : فریاد زیر آب 
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختی 
پای تخته : لبه تیغ 
دیكتاتوری معلم : مزد ترس 
منفی های پشت سر هم : گلوله های بی صدا 
اولین دانش آموزی كه معلم از او درس می پرسد : قربانی 
وراجی سر كلاس : مجوز مرگ 
آخر كلاس : بهشت پنهان 
مبصر كلاس : افعی 
بوی جوراب بچه ها : عطر گل یاس 
دبیرام مدرسه ما : تبعیدی ها 
اخراج از مدرسه : می خواهم زنده بمانم 
سایه دبیر تربیتی : سایه شوگان 
دفتر دبیران : خانه ارواح 
نمره ده : شانس زندگی 
اتاق ورزش : جزیره آدم خور ها 
دستشویی : اطاق گاز 
سال آخر دبیرستان : سال های بی قراری 
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمی 
اخراجی ها : بینوایان 
رفتن به دانشگاه : هدف سخت 
دفتر مدیر : کلبه وحشت 
صاحبان نمره زیر ده : سربداران 
كیف های دانش آموزان : محموله 
ظرفیت نیمكت ها : دو نفر و نصفی 
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل 
كلاس خصوصی : وعده پنهان 
زنگ ادبیات : نان و شعر 
دفتر ناظم : محكمه عدالت 
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناری 
دانش آموزان رشته ریاضی : سوته دلان 
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه

 

 







می خواستم به دنیا بیایم، در یک زایشگاه عمومی؛ پدر بزرگم به مادرم گفت:فقط بیمارستان خصوصی! مادرم گفت: چرا؟... پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه ی سر کوچه ی مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟... خواهرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند:مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟... آنها گفتند: مردم چه می گویند؟!...
می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!... گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. همسرم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در یک زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟... زنم گفت: مردم چه می گویند؟!...

مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!...
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...

خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند. حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه دارم و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نبود: مردم چه می گویند؟!...مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، حالا حتی لحظه ای هم نگران من نیستند !!!

 

 







 چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ 

۲ چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ 

۳ چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ 

۴ چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟ 

۵ چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ 

۶ چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟ 

۷ چرا تو شهروند و هایپراستار و چشم میدوزن به سبد همدیگه؟ 

۸ چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟ 

۹ چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟ 

۱۰ چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟ 

۱۱ چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟ 

۱۲ چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟ 

۱۳ چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟ 

۱۴ چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟ 

۱۵ چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟ 

۱۶ چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟ 

۱۷ چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟ 

۱۸ چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟ 

۱۹ چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟ 

۲۰ چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟ 

۲۱ چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟ 

۲۲ چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟ 

۲۳ چرا زنها با اینکه قلبا زن زلیلیسم رو قبول ندارن ازش دفاع میکنن؟ 

۲۴ چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟ 

۲۵ چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟ 

۲۶ چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟ 

۲۷ چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟ 

۲۹ چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟ 

۳۰ چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش میدونه ؟ 

۳۱ چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه 

۳۲ چرا با موسیقی سنتی شون نمیشه رقصید؟ 

۳۳ چرا سه تار سه تا تار نداره؟ 

۳۴ چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟ 

۳۵ چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟ 

۳۶ چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟ 

۳۷ چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟ 

۳۸ چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟) 

۳۹ چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟ 

۴۰ چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟ 

۴۱ چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟ 

۴۲ چرا زنها ۲۵۶ رنگ رو با اسم بلدن درحالیکه در طبیعت ۱۰-۱۲ رنگ بیشتر وجود نداره؟ 

۴۳ چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟ 

۴۴ چرا داماد باید برقصه ؟ 

۴۵ چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟ 

۴۶ چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟ 

۴۷ چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحابش بشیم؟ 

۴۸ چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟ 

۴۹ چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟ 

۵۰ چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟ 

۵۱ چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟ 

۵۲ چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟ 

۵۳ چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟ 

۵۴ چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟ 

۵۵ چرا آدمها وقتی عکس میگیرن روپنجه بلند می شن؟ 

۵۶ چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟ 

۵۷ چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟ 

۵۸ چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟ 

۵۹ چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟ 

۶۰ چرا مردها مناسبتها رو فراموش میکنن؟ 

۶۱ چرا زنها سالوادور و فارسی ۱ رو از شوهراشون بیشتر میبینند؟ 

۶۲ چرا انقدر حواست پرت شده که نفهمیدی از شماره 52بلافاصله پریدم شماره 55؟ 

۶۳ چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره 52تا 55رو دیدی؟ چرا به چشماتم شک داری ها ؟! چرا ؟!

 

 







 وبلاگ یک دختر :
وااااااااااااااااای امروز تفلدمه 
تفلد تفلد تفلدم مبارک 

25655555544884تا کامنت 
-تولدت مبارک خانومی 



-شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید 

وبلاگ یک پسر :
آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند 

1 کامنت 
-حرف مفت نزن 

(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته) 

 

 







 به نظر شما قطار به کدوم طرف داره حرکت میکنه؟   


 















اگر فکر می کنید قطار به سمت راست حرکت می کند – 
نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته است. این بخش از ذهن توانایی های زبانی شما را بعهده دارد. این نیمه از مغز گفتار و توانایی خواندن و نوشتن شما را کنترل می کند. همچنین حقایق، نام ها، تاریخ 
و نوشته ها را به یاد شما می آورد. سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل 
است. به این معنی که تمام واقعیات را بررسی می کند. اعداد و سمبل های ریاضی توسط این بخش شناخته می شوند. اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش می شوند. 


و اگر فکر می کنید قطار به سمت چپ حرکت می کند- 
نیمکره راست مغز شما فعال است. نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمه ای. این نیمه از مغز به ما فرصت خواب دیدن و خیالبافی را می دهد. با کمک نیمکره راست، ما می توانیم داستان های مختلف را با هم ترکیب کنیم. همچنین این نیمکره مسئول توانایی های موسیقی و هنر های تجسمی است. نیمکره راست به طور همزمان می تواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند. این بخش می 
تواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با استفاده از تجزیه و تحلیل. 

 

نمودار گویا برای مغز: 


 

 

 







 

 روزی شيخ به انیشتین فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله. شيخ فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. شيخ فرمود پس چرا می گویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا برای اسلام apply کرد !!! 
================= 
روزی مردی سراغ شيخ آمد و گفت: یا شيخ، من با زنی همکار هستم و در موقع کار دست و بدنمان به هم میخورد. تکلیف چیست؟ شيخ فرمود بیارش اینجا ببینیم ارزش فتوا داره یا نه… !!! (کتاب شیخ و ملاحظات قبل از فتوا جلد 15 صفحه 42) 
================= 
روزی سوسن (همسر شيخ) به اتاق اعتکاف شيخ وارد شدند و شيخ را خونین و مالین در حال ناله دیدند. شيخ در همان حال با زاری فرمودند: صد دفعه گفتم شبهای معراج این پنکه سقفی لعنتی رو روشن نکنین! 
================= 
یکی از اصحاب از شيخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد كه مست كننده نيست، پس برای چه آن را می نوشند؟ شيخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اكسيدانش !!! 
================= 
روزی شيخ (ره) رو به آسمان کرد و فرمود: پروردگارا! خودت را بر من بنما. ندا رسید: ای شيخ! ۴ پرنده مختلف را قطعه قطعه کن، گوشتهای آنها را با هم بیامیز و خوب چرخ گوشت کن. سپس به ۴ قسمت مساوی تقسیم کرده و هر قسمت را بر لب یک قله بگذار! شيخ نيز چنین کرد و با بدبختی از ۴ کوه بالا رفت و در حالی که نفس نفس میزد ... هر قسمت را بر نوک یک قله گذاشت در آن لحظه ندا رسید: خوب دهنت سرویس شد؟ بازم بهت بنمایم یا کافیست؟ شيخ همانطور که نعره کشان راه بیابان در پیش گرفته بود به گوشت ها آبلیمو و زعفران زده و طعامی در خور برای خود آماده کرد 
=================== 
هیچ چیز مانند سبیل نمی تواند شما دختران را از گزند نامحرمان در امان بدارد، حتی حجاب !!! (برگرفته از سخنرانی شيخ (ره) در جمع دختران بسیجی) 
================= 
ﺭﻭﺯﯼﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ شيخ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. شيخ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒﺷﺪ . شيخ ﮐﻤﯽ ﺟﺎﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻗﺎﻋﺪﺗﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﺪ 
========== 
روزی دشمني به خدمت شيخ رسید و پرسید : اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟ شيخ فرمود : چیز خاصی نمی آفرید !!! ، اما دشمن از این سخن در شگفت ماند بیشعور اسلام نیاورد (تذکره الاولیا-جلد 1-صفحه11) 
================= 
روزی شخصی نزد شيخ (ره) رسید. شيخ فرمودند شما تازه رسیدی. خسته ای، فعلاً نمی خواد سوال بپرسی !!! 
================= 
آیا می دانستید هر شيخ در طول زندگی خود حدود 70 مگابایت جمله تولید می کند؟ از سری نکات های آموزنده ی شيوخ 
===================== 
شيخ (ره): برترین شما نزد ما بهترین شماست و بهترین شما همانا برترین شماست در روایات آمده که شيخ پس از گفتن این حدیث ریبوت شدند 
============ 
شیخ در بستر مریضی و رو به مرگ بود. یاران را فراخواند تا فلان کتاب را برای او آورند. مریدان گفتند: شیخا، شما که در زمره ی مرگ هستید، کتاب به چه کار آید؟ شیخ پاسخ داد: فلان چیز در کتاب است که نمی دانم، بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ یکی از یاران جواب داد: مگر خدا به شما علم لایتنهایی نداده است؟ چند لحظه سکوت برقرار شد. همه منتظر پاسخ بودند. شیخ گفت: نمی خوای از جات بلند شی، زر اضافی نزن. یاران می خواستند نعره بزنند، ولی شیخ تهدید کرد اگه کسی جیکش در بیاد با پشت دست محکم می زنه تو دهنش 
===================== 
آورده اند که شيخ به پیج عباسیون در ف ی ... و ک می رفت و همه ی نوشته های اونها رو لایک می زد و به همه سفارش می کرد که لایک بزنن. همه از این جوانمردی شيخ کف کردن. شيخ سرش رو خاروند و گفت: مگه این علامتا بیلاخ نیستند

 

 







 ﺍُﺩﮐﻠﻦ 200 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ 3 ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ ! بعد یه ﺳﯿﮕﺎﺭ 200 ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ 3 ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ...! 

دقیقا وقتی داری با بابات راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی ، همون لحظه تلویزیون یه برنامه پخش میکنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین ! کلی هم به خانواده ها توصیه میکنه 

همیشه توی تاکسی اون کسی که اون ته نشسته ، زودتر پیاده میشه! 

1 هفته رژیم حرفه ای شما با 1 ساعت پرخوری بر می گرده! 

هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره می خوره! 

اگه اسمت میرزا شمس الدین گل کلمیان هم باشه ، وقتی میخوای ایمیل یاهو درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده! 

اگر همه دنیا تأییدت کنن اون یه نفری که باید تأیید کنه نمی کنه! 

سایز سنگ فرش های پیاده رو یه جوریه که نمی تونی توشون منظم راه بری... 

کیلو کیلو آلبالو و آناناس و هلو و پرتقال تو یخچال باشه نمی خورین ! 
اما یه رانی که میخری گیر میدی به اون تیکه میوه که تهش مونده ! دلت میخواد با کلید درش بیاری ! 

اگه تنها باشی همه ماشینا خالیه ، اما اگه دونفر باشید 60 تا ماشینم بیاد فقط جا برای 1 نفر دارن ! چرا ؟! 

وقتایی که با خودت تقلب می‌بری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی‌ بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری ! 

موقع رایت کردن سی دی یا 300 مِگ خالی می مونه یا 5 مگ زیاد میاد که چون یه دونه فایله کاریشم نمی تونی کنی ! 

یک ساعت اضافه می خوابی تا دو روز خوابت نمیاد ، یک ساعت کمتر میخوابی تا دو روز خواب آلودی ! 

 

 







* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.

* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.

* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.

* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.

* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.

* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.

* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.

* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.

* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.

* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود.


 







 به نام خداوند ويروس گارد 

كنون رزم Virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو 
كه اسفنديارش يكي Disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد 
در اين Disk باشد يكي فايل ناب كه بگرفتم از Site افراسياب 
چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنه نون سنگك بيار 
جوابش چنين داد خندان طرف كه من نون سنگك ندارم به كف 
برو حال مي كن بدين Disk, هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن 
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به سوي رايانه اش 
چو آمد به نزد Mini Tower اش بزد ضربه بر دكمه ي Pawerاش 
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن Disk را در Drive اش گذاشت 
نكرد هيچ صبرو نداد هيچ لفت يكي List از Root ديسكت گرفت 
درآن Diskديدش يكي File بود بزد Enter آنجا و اجرا نمود 
كزان يكDemo شد پس از آن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان 
به ناگه چنان سيستمش كرد Hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ 
چو رستم دگر باره Reset نمود همي كرد Hang و همان شد كه بود 
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد 
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود 
بدو گفت رستم همه مشكلش وز آن Disk و برنامه خوشگلش 
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك Bootable آورد به پيش 
يكيToolkit اندر آنDisk بود بر آورد آن را و اجرا نمود 
همي گشت Hard,Toolkit اندرش چو كودك كه گردد پي مادرش 
به ناگه يكي رمز Virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت 
چو Virus را نيك بشناختش مر از Boot Sictor برانداختش 
يكي ضربه زد بر سرش Toolkit كه هر Byte آن گشت هشتاد Bit 
به خاك اندر افكند Virus را تهمتن به رايانه زد بوس را 
چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش 
دگر باره اما خريت مكن ز رايانه اما تو صحبت مكن 
قسم خورد رستم به پرر نگيرد دگر Disk از اسفنديار

 

 







 همان روزی که فرزندم بشد وارد به دانشگاه 

برآمد از درون سینه ام از غصّه وغم آه 




بشد دانشجوی آزاد ومن دربند وبیچاره 

چرا که نیک می دانم هزینه ساز و سرباره 




از این پس الوداعی بایدم با خنده و شادی 

و با هر چه پس انداز و حقوق و پول و آزادی 





شروع گردید دوران ریاضت ، سختی و حرمان 

هرآن چیزی بنا کردم بشد درلحظه ای ویران 





زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تی وی رنگی 

همه چیزم بشد قربانی این کار فرهنگی 





به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او 

حدیث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او 



از آن ترسم که تا پایان تحصیلات فرزندم 

وتاگیرد لیسانس خویش این دردانه دلبندم 





نه سقفی روی سر باشد نه فرشی زیر پای من 

به جای خانه گردد محبس و زندان سرای من 



شود او فارغ التحصیل و ساقط گردد از من حال 

شود« جاوید» دراو حسرت شغل و زمن هم مال

 

 

 







[تصویر:  bbb.GIF]


تعداد زیادی از جوانان هموطن با استرس کنکور هر شب خود را سر میکنند. در این رابطه شعری طنز در گل 
آقا منتشر شده که خوندنش برای شما دوستان خالی از لطف نیست :


 

ای عزیزان پشت کنکوری

تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟


تا به کی تست چند منظوره ؟

تا به کی التهاب و دلشوره ؟


شوخی و طعن این و آن تا چند ؟

ترس و کابوس امتحان تا چند ؟


غرق بحر تفکرید که چی ؟

بی خودی غصه میخورید که چی ؟


گیرم اصلاً شما به طور مثال

کشکی، از بخت خوش، به فرض محال


زد و شایسته دخول شدید

توی کنکور هم قبول شدید


یا گرفتید با درایت و شانس

مدرک فوق دیپلم، لیسانس


گیرم این نحسی است، سعدش چی ؟

اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟


تازه از بعد آن گرفتاری

نوبت رخوت است و بیکاری


بعد مستی، خمار باید بود

هی به دنبال کار باید بود


آنچه داروی دردمندی هاست

صفحات نیازمندی هاست


گر رضایت دهی تو آخر سر

گه شوی منشی فلان دفتر


به تو گویند : بعله، دفتر ما

هست محتاج آدمی دانا


آشنا با اتوکد و اکسل

و فری هند و آوت لوک و کورل


باید البته لطف هم بکند

چای هم، بین تایپ، دم بکند


بکشد وانگهی به خوش رویی

هفته ایی یک دوبار جارویی


این که از این، حقوق هم فعلاً

ماهیانه چهل هزار تومن!


پس بیایید و عز و جز نکنید

بی خودی هی جلز ولز نکنید



[تصویر:  ic02.png]

 





شاعر، خواسته از ابتدای کار بگه کنکور 
بدردتون نمیخوره بابا ! اما انتهای کار به این نتیجه میرسه که چاره 
ای بجز درس خوندن ندارید! پس درساتونو بخونید تا یه رشته خوب
تو یه دانشگاه عالی قبول بشید و ارباب 
خودتون، خودتون باشید ...

 

 







زانوهامو بغل كرده بودمو نشته بودم كنار ديوار

ديدم يه سايه افتاد روم

سرم رو آوردم بالا

نگاه كرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتم عرق شرمندگي پر كرد

گفت:تنهايي

گفتم:آره

گفت:دوستات كوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفتي: تو كه مي گفتي بهترين هستن!

گفتم:اشتباه كردم

گفتي: منو واسه اونا تنها گذاشتي

گفتم:نه

گفتي:اگه نه،پس چرا ياد من نبودي؟

گفتم:بودم

گفتي:اگه بودي،پس چرا اسمم رو نبردي ؟

گفتم:بردم، همين الان بردم

گفتي:آره،الان كه تنهايي،وقت سختي

گفتم:.....(گر گرفتم از شرم-حرفي واسه جواب نداشتم)

-سرمو اينداختم پايين-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت كم آوردم،منو بخش

گفتي:ببخشم؟

گفتم:اينقدر ناراحتي كه نمي بخشي منو؟ حق داري

گفتي:نه! ازت ناراحت نبودم! چيو بايد مي بخشيدم؟

تو عزيز تريني واسم،تو تنهام گذاشتي اما تنهات نذاشته بودمو نمي ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفتي:حالا چرا تنها نشستي؟

گفتم:آخه تنهام

گفتي:پس من چي رفيق؟

من كه گفتم فقط كافيه صدا بزني منو تا بيام پيشت

من كه گفتم داري منو به خاطر كسايي تنها مي ذاري كه تنهات مي ذارن

اما هر موقع تنها شدي غصه نخور،فقط كافيه صدا بزني منو

من هميشه دوست دارم،حتي اگه منو تنها بزاري،

هميشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودي،منو فراموش كردي تو اين خوشي

اما من مواظبت بودم،آخه رفيقتم،دوست دارم

ديگه طاقت نياوردم،بغض كردمو خودمو اينداختم بغلت،زار زدم،گفتم غلط كردم

گفتم شرمنده ام،گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نكن كه تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم...

گفتم: داد مي زنم تو بهترين رفيقيييييييييييييييي

بغلت كردم گفتم:تو بن بست رفيقي

يك كلام،خدا تو بهتريني
..

 

 







 

*یک هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود، آدم اصلا مشکلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.

*پانصدسال پس از خلقت آدم: با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف. بلند داد می زنی: هاکومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن: از خودت غار داری؟ دایناسور آخرین مدل داری؟ بلدی کروکدیل شکار کنی؟ دوران خدمت جنگ علیه قبیله آدم خوارها رو انجام دادی؟ بعد عروس خانم که اون هم ازاین دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی که از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

[تصویر:  82458_323.jpg]


*دو هزار و پانصد سال بعد از خلقت آدم: انسان تازه کشاورزی را آموخته. وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می کنی با دیدن یه دختر متوجه میشی که باید ازدواج کنی. برای همین با مقدار زیاد گندم به مزرعه پدر دختره میری. اونجا از تو می پرسند: جز خودت که اومدی خواستگاری چندتا خر دیگه داری؟ چند متر زمین داری؟ چندتا خوشه گندم برداشت
می کنی؟ آیا خدمت در لشگرپادشاه رو به انجام رسانده ای؟بعد عروس خانم با کوزه چای وارد میشه و شما هم واسطه اینکه نشون بدی خیلی هول شدید تمام کوزه رو روی سرتون خالی می کنید.

*40سال قبل: شما پس از اتمام خدمت سربازی به این نتیجه می رسید که باید ازدواج کنید و از مادرتان می خواهید که دختری را برایتان انتخاب کند. در اینجا اصلا نیازی نیست که شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه کافی فرصت برای شناخت وجود دارد. در ضمن سنت چای ریزون کماکان پا برجاست.

*هم اکنون: به دلیل پیشرفت تکنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهومسنجر احتیاج دارید. البته «ام اس ان» هم می توانید استفاده کنید ولی آنها آیکن های لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند. پس از نصب یاهومسنجر به یک روم شلوغ رفته هر اسمی که به نظرتان زیباست «اد» می کنید و با استفاده از آیکنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید. البته یاهو قول داده که نسخه جدید دارای امکانات ازدواج و زندگی مشترک نیز باشد.

 

 

 

 







 یاس - من می افتم 

من می افتم
بیفت،مشروط شو و برو جلو 
اين سیستم آموزشی بهت ميگه بدو بدو 
تا پاهات از خستگي ذوق ذوق کنند و به ديوار نظام وظیفه سک سک کنن و 
يکي نيست بگه چته 
يکي نيست يه تقلبی به دست تو بده 
ميموني تکه و تنها با يه برگه که وله! 
تو دله امتحانایی که بهش داري ميگي بي رحم 
از اول داري ميگي بد میدم! 
من هر مدل رسوندن که ديدي ديدم! 
با اين تقلبها به سمت جامدادی امميرم! 
مرد و زن در امتحان و مراقب در گذر از بحث مرگ و خسته از تقلب تق تق کمک کمک!! 
دختر پسر سرمست فیسبوکن تا درد و هر لحظه حل کنند! 
اين حرفا قابله درکن ولي من تقلبه زیر برگهام! 
چشمامو يه استاد بی عمه تر کرد ولي باز بنویس تو این رو ،روی برگت! 
ميدونم تو هم هستي پر از درس ولي بگو مرتب بلند تر با صداي برندت مرتب 
بگو من می افتم
بگو مجدد مرتب بگو مرتب بلندتر با صداي برندت مرتب 
بگو من می افتم!!! 

 

 







 اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتد بگویید اشبتاه کجاست؟؟؟ 
123456789 
123456789 
123456789 
............... .... 
... یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟؟؟ 
 
اشتباه این هست که! 
کلمه هسیتد-هستید 
اشبتاه-اشتباه 
من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!! 
بهتر نیست برگردیم اول اتبدایی بخونیم ؟؟ 



حتی کلمه اول ابتدایی هم اشتباهه!! 
............... ....... 
پس بریم اول مهد کودک بخونیم 



حتی کلمه مهد کودک هم اشتباهه!!! 
چرا رفتید دوباره مهد کودک رو ببینید؟؟؟؟ 
 
ههههههههههههههه هه 
الوووووووو یبمارستان دیوونه ها؟؟؟؟؟ 
بیایید این دیوونه ها رو از اینجا ببرید!!! 




خخخخخخخ =))))) 
حتی کلمه بیمارستان هم اشتباهه!! 

 

 







 فروردین: شما چگونه می توانید هم به وظایفتان در محل كار عمل كرده و هم از پیش آمدهای متنوعی كه اكنون وارد زندگی شما شده لذت ببرید؟ در حالی كه شما سعی می كنید هر دو جنبه ذاتی خود را نشان دهید، جواب دادن به این سؤال مستلزم داشتن هنر مهارتی سازگاری داشتن است. پذیرفتن تفاوت بین تلاشهایی كه وجودشان لازم است و سرگرمی های مورد علاقه، یك نقطه شروع است، اما شما مجبور خواهید بود كه در طول روز متعادل تر شوید تا شانسی برای راضی بودن داشته باشید. 

اردیبهشت: شما امروز نمی توانید هركاری كه دلتان می خواهد انجام دهید، برای اینكه امكان دارد امكانات مالی تان نتوانند خیلی شما را به جلو ببرند. به جای اینكه به هر پیشنهادی جواب مثبت داده و بعد فكر كنید كه چگونه می توانید از پس این مسئولیتهای بزرگ برآیید، قبل از اینكه دست به اقدامی بزنید از حجم برنامه هایتان كم كنید. اهل عمل بودن بهتر از این است كه در طول مسیر تغییر جهت بدهید. 

خرداد: شما امروز در محیط طبیعی خود قرار دارید، اما تقاضاهایی كه از شما می شود زمان شما را محدود كرده و بهتان اجازه نمی دهند آنگونه كه دوست دارید زندگی كنید. شاید شما مسئولیت مالی را قبول كرده اید و این موضوع اكنون زندگیتان را آشفته كرده است. یا شاید موفقیت شما به واسطه رویدادهایی كه خارج از حیطه كنترل شما هستند به تعویق افتاده است. هرقدر مشكل هم كه جلوی راهتان باشد شما فقط باید با آنها روبرو شده و یكی یكی به آنها بپردازید تا بهترین كاری را كه می توانید انجام دهید. همه آنها تا آخر هفته سر و سامان پیدا می كنند. 

تیر: از یك طرف ممكن است كه اكنون فردی وارد زندگی شما شود و راه حلی منطقی برای یك مشكل پیچیده به شما پیشنهاد كند. از طرف دیگر شاید برای شما غیر ممكن باشد كه از كسی كمك بگیرید، برای اینكه بخشی از این پیشنهاد را متوجه نشده اید. امروز شما به دنبال یافتن راهی هستید كه بتوانید با وقار یاری دیگران را قبول كنید، حتی اگر یك راه حل ناقص برای خواسته های شما باشد. 

مرداد: با وجود اینكه شما می دانید امروزه پیروی كردن از قوانین اهمیت ویژه ای دارد، اما شما كارهایتان را بر مبنای منطق خودتان انجام می دهید. حتی اگر این رفتار غیر قانونی شما باعث شود كه احساس كامل بودن بكنید، توجیه كردن آن كار سختی است. برخی از قابلیتهای تان را باید به خاطر پذیرفته شدن توسط اجتماع زیر پا بگذارید. شاید امروز به عضویت یك گروه در آمدن مهم تر از پركار بودن باشد. 

شهریور: در مقابل شما راههای متفاوتی دیده می شود كه می توانند شما را به سرنوشت مطلوبتان برسانند. با وجود این اگر همه این راهها به یك مقصد منتهی شوند، آیا برای اینكه یك راه در مقایسه با راه دیگر مورد قبول واقع شود دلیلی وجود دارد؟ اكنون كه شما جایی را كه می خواهید بروید را از نظر دور داشته اید، شاید در جواب دادن به این سؤال سر درگم بشوید. وقتی كه بالاخره شما فهمیدید كه حركت كردن به جلو مهم تر از این است كه به دلیل انتخاب كردن یك راه در مقایسه با راه دیگر فكر كنید، هدفهای شما به واسطه این درك تحقق پیدا خواهند كرد. 

مهر: امروز كه ماه به نشانه شما بازگشته است، ممكن است كه مجبور شوید با حالتهای دوگانه در وجود خودتان مبارزه كنید. اما احساسات شما وارد یك سیستم كامل منطقی می شوند كه شما از این سیستم برای توضیح دادن رفتارهایتان استفاده می كنید. متأسفانه اكنون تجزیه و تحلیل كردن احساسهایتان و اعلام كردن یافته هایتان به دیگران فقط موجب هدر دادن تواناییهای مثبت شما می شود. به جای اینكه به بحثهای طولانی در مورد مسائل قدیمی بپردازید، آرام بنشینید و فكر كنید كه چگونه می توانید كارهای خودتان را توجیه كنید. 

آبان: اگرچه تنبل بودن و یك گوشه نشستن از خصوصیات ذاتی شما نیست، ولی وقتی كه لازم باشد شما خیلی خوب این كار را انجام می دهید. با وجود این اكنون با دقت برنامه ریزی كردن برای امروز می تواند برایتان بسیار سودمندتر باشد. حتی اگر شما ترجیح می دهید كه جزئیات چیزی را شرح دهید، اگر به برنامه های تقویمتان توجه نكنید به زودی فرصتهای زیادی را از دست خواهید داد. 

آذر: امروز مثل قدیمی " پیام آوران را شكار نكنید" شامل حال شما می شود. اگر امروز فردی تعادل شما را به هم زد، تسلیم نشوید. بهتر است كه اصلاً به فرد مذكور توجه نكنید. در عوض بدون فكر كردن به مقصد بی درنگ افكار بهم ریخته خود را تجزیه و تحلیل كنید. شما در درون خودتان به جواب هم می رسید و این موضوع ربطی به افراد دیگر ندارد. 

دی: ژوپیتر در تمام سال در نشانه شما قرار می گیرد و هنگامی كه شما در مقابل فرصتها واكنش نشان می دهید در محدوده رسیدن به رشد تجربی قرار دارید. در حالیكه شما می خواهید فقط به جنبه مثبت هر موضوع ناراحت كننده ای توجه كنید، اما ظاهر خورشید مانند امروز ژوپیتر، نشان دادن واكنش مثبت را مشكل كرده است. زمانی كه بالاخره شما فهمیدید ترسهایتان باعث وجود آمدن ابهام می شوند، در آن صورت شما می توانید به عقب برگشته و به راحتی فكرتان را اصلاح كنید. 

بهمن: شما امروز فردی آرام و خوش قول هستید و قادر هستید دیگران را با هوش و نبوغتان جذب كنید. ذهن شما حتی قبل از اینكه شما بتوانید واكنشان را تغیر بدهید، عكس العمل نشان می دهد و موضوعات جنجالی را افشا می كند. وقتی كه یك نفر با تجاوز كردن به محدوده تان شما را ناراحت می كند، ممكن است خیلی زود فكر انتقام به ذهنتان خطور كند. سعی نكنید كه عملكردهایتان را توجیه كنید. فقط به خاطر خطاهای تان عذرخواهی كرده و به راهتان ادامه بدهید. 

اسفند: صحبت كردن در مورد گذشته شاید ایده خوبی به نظر بیاید، اما احتمالاً نتیجه ای را كه شما انتظار دارید به همراه نخواهد داشت. رك گویی بدون منظور شما ظاهراً می تواند تأثیری در برداشته باشد كه در حقیقت این تأثیر دقیقاً با نیات شما مغایرت پیدا می كند. وقتی كه اتفاقی می افتد شما یكی دو روز تغییر رویه می دهید، بنابراین اگر اتفاق بدی افتاد نگرانی به خودتان راه ندهید. اجازه بدهید كه پیش آمدهای غیر منتظره دوره خود را طی كنند و سپس به این فكر كنید كه در آینده انجام دادن چه كارهایی برایتان سودمند است.

 

 

 







 چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفته اید؟ 
ارم نیوز:تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبرترین تست های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه امتیاز شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. امتیازها به ترتیب از یک تا پنج هستند که در جلوی هر پاسخ مشخص شده است. در پایان، باید مجموع امتیازاتی را که به بیست پرسش زیر می دهید، جمع بزنید و میزان اعتیاد به اینترنت خود را مشخص کنید : 

1. چقدر بیشتر از آنچه که قصد دارید، در اینترنت می مانید؟ 
الف. به ندرت (1 امتیاز) 
ب. گاه گاهی (2 امتیاز) 
پ. غالباً (3 امتیاز) 
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز) 
ث. همیشه (5 امتیاز) 

2. چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفته اید؟ 
الف. به ندرت (1 امتیاز) 
ب. گاه گاهی (2 امتیاز) 
پ. غالباً (3 امتیاز) 
ت. خیلی زیاد (4 امتیاز) 
ث. همیشه (5 امتیاز) 

بقیه سوالها + نتیجه تست در ادامه مطلب ...

 

 







 به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ... 

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده. 
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد. 
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ... 
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند. 
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. 
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ... 
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم. 
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...! 
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم : 
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم 
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم . 
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم. 
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم . 
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم. 

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند: 

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ، 
لبخندی به ازای هر اشک ، 
دوستی فداکار به ازای هر مشکل ، 
نغمه ای شیرین به ازای هر آه ، 
و اجابتی نزدیک برای هر دعا . 
جمله نهایی : 

عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، 

خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم، 

در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم . / 

زنده یاد احمد شاملو

 

 







 مدير به منشي ميگه براي يه هفته بايد بريم مسافرت کارهات رو روبراه کن 

منشي زنگ ميزنه به شوهرش ميگه: من بايد با رئيسم برم سفر کاري, کارهات رو روبراه کن 

شوهره زنگ ميزنه به دوست دخترش, ميگه: زنم يه هفته ميره ماموريت کارهات رو روبراه کن 

معشوقه هم که تدريس خصوصي ميکرده به شاگرد کوچولوش زنگ ميزنه ميگه: من تمام هفته مشغولم نميتونم بيام 

پسره زنگ ميزه به پدر بزرگش ميگه: معلمم يه هفته کامل نمياد, بيا هر روز بزنيم بيرون و هوايي عوض کنيم 

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدير شرکت هست به منشي زنگ ميزنه ميگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده 

منشي زنگ ميزنه به شوهرش و ميگه: ماموريت کنسل شد من دارم ميام خونه 

شوهر زنگ ميزنه به معشوقه اش ميگه: زنم مسافرتش لغو شد نيا که متاسفانه نميتونم ببينمت 

معشوقه زنگ ميزنه به شاگردش ميگه: کارم عقب افتاد و اين هفته بيکارم پس دارم ميام که بريم سر درس و مشق 

پسر زنگ ميزنه به پدر بزرگش و ميگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و مياد 

مدير هم دوباره گوشي رو ور ميداره و زنگ ميزنه به منشي و ميگه برنامه عوض شد حاضر شو که بريم مسافرت ....

 

 







 برج حمل(فروردین) 

متولدین این ماه دوست دارند زندگی، کار، تفریح و...همه چیز خود را متنوع و مهیج کنند. از آنجا که عاشق تنوع و هیجان هستند، برای کارهایی مثل تبلیغات، رسانه های گروهی، طراحی مُد، و معماری مناسب هستند. متولدین فروردین در کارهایی که نیازمند خلاقیت است بسیار موفق خواهند بود. 

برج ثور (اردیبهشت) 

متولدین این ماه دریای صبر و بردباری هستند. فقط کافی است منابع و فرجه کاری را به آنها بدهید تا سر موقع کار را به خوبی برایتان انجام دهند، و اصلاً هم برایشان مهم نیست که آن کار چقدر خسته کننده ملالت آور بوده. این افراد بانکدارها، دانشمندها، حسابدارها و معلم های خوبی خواهند شد، چون اینکارها نیازمند صبر و استقامت است. 

 

بقیه در ادامه مطلب ....

 

 






صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 23 صفحه بعد

CopyRight © 2011 - 2012 hamehjore Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.