داستـان خلقـت زن زیبـــا ...
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

  

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت. 

فرشته ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟" 

خداوند پاسخ داد: 

"دستور کار او را دیده ای ؟ 

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. 

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. 

دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. 

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند." 

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. 

"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید." 

خداوند گفت : 

"نمی شود!! 

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم. 

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، 

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد." 

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد. 

 

"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی." 

"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. 

تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد." 

فرشته پرسید : 

"فکر هم می تواند بکند؟" 

خداوند پاسخ داد : 

"نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد." 

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. 

فرشته پرسید : 

"اشک دیگر برای چیست؟" 

خداوند گفت: 

"اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش." 

فرشته متاثر شد: 

"شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا حیرت انگیزند." 


 
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند. 

همواره بچه ها را به دندان می کشند. 

سختی ها را بهتر تحمل می کنند. 

بار زندگی را به دوش می کشند، 

ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند. 

وقتی خوشحالند گریه می کنند. 

برای آنچه باور دارند می جنگند. 

در مقابل بی عدالتی می ایستند. 

وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه را نمی پذیرند. 

بدون قید و شرط دوست می دارند. 

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند. 

وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی و پابرجا می مانند. 

آنها می رانند، می پرند، راه می روند، میتوانند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید. 

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد 

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد. 

کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، 

آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند 

زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند. 

خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد! "
 
 
فرشته پرسید: "چه عیبی؟" 

خداوند گفت: 

"قدر خودش را نمی داند . . ."

 





CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید