چند پند ....کاملا طنز وبدرد بخور......
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 >> پند اول 
>>.بوقلموني،گاوي بديد و بگفت: در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم 
>>گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني 
>>بوقلمون خورد و بر شاخي نشست 
>>تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد 
>>تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود 
>>نتيجه اخلاقي 
>>با خوردن هر گهي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني 
>> 
>> 
>>پند دوم 
>>.گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد 
>>.گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت 
>>.گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد 
>>.گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد 
>>نتيجه اخلاقي 
>>. هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد 
>>.هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد 
>>.گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان 
>> 
>> 
>>پند سوم 
>>خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد 
>>كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟ 
>>كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه 
>>خرگوش بنشست بي حركت 
>>.روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد 
>>نتيجه اخلاقي 
>>. لازمه ي نشستن و كار نكردن بالا نشستن است 
>> 
>> 
>>پند چهارم 
>>براي تعيين رئيس، اعضاء بدن گرد آمدند 
>>مغز بگفت كه مراست اين مقام كه همه دستورات از من است 
>>سلسله اعصاب شايستگي رياست، از آن خود خواند 
>>كه منم پيام رسان به شما ، كه بي من پيامي نيايد 
>>.ريه بانگ بر آورد 
>>هوا، كه رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست 
>>و هر عضوي به نحوي مدعي 
>>، تا به آخر كه سوراخ مقعد دعوي رياست كرد 
>>اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند 
>>.اختلال در كار اعضاء پديدار گشت 
>>.روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به 
>>رياست رسيد 
>> 
>>نتيجه اخلاقي 
>>.چون لازمه ي رياست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدي رياست كند 


ببخشید اگه یه کم بی ادبانه و تکراری بود....





CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید