همه جوره ....
 

آخرین مطالب
» خطرناک ترین بمب غیرهسته ای آمریکا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کــــــــــــــم توقعی دختران... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» گریه ی بچه.!.!.!.! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مستربین از سینما خداحافظی کرد!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کتاب جاوا سناتورها (آذر 91) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دبی از نمای بالا ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مــوج محــرم ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» بدون شرح (سری یازدهم) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» روزی می رود ... ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دخترها و پسرهایی که مجرد می مانند!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 هر سال در دومين شنبه جولاي عده اي از مردم آمريکا در ايستگاه شهر Laguna Niguel در کاليفرنيا دور هم جمع مي شوند و شلوارشان را پايين کشيده و باسن خود را به نمايش مسافران اين قطار در مي آورند . اين شيوه اي از اعتراض مي باشد که به Mooning معروف است . آمريکايي هاي کاليفرنيا بر اين باورند که ساخت اين خط راه آهن بي مورد بوده و ماليات هاي آن ها بيهوده تلف شده است . آن ها اين شيوه را بر گزيدند تا اعتراض خود را با اين کار نشان دهند . معمولا واگن هاي قطار در موقع اين نمايش پر از مسافر مي باشد و راننده ها سرعت قطار را کم مي کنند تا مسافران از اين مناظر لذت کافي را ببرند ! 



 




 

 

 

 

 





 ساعاتی دیگر مهم ترین اتفاق تاریخ سینمای ایران مي‌تواند رقم بخورد و فیلم جدایی نادر از سیمین (فرنگی‌ها به آن مي‌گویند: یک جدایی) مي‌تواند سینمای ایران را به حاضرین در سالن کداک تیاتر لس آنجلس بشناساند. 

در این یک سال گذشته یک جدایی جوایز فراوانی را از جشنواره‌ها و جشن های مختلف گرفت، آخرینش هم اسکار سینمای فرانسه؛ سزار بود. اما این آخرین قدم مي‌تواند آغازگر راه جدید سینمای ایران باشد. 



 



پیمان معادی که در یک جدایی نقش نادر را بازی کرد، در این یک روز مانده به مراسم اسکار نامه‌اي به دوستش اصغر فرهادی نوشت و نکاتی را یادآوری کرد. 

با انتشار بخش‌هایی از این نامه به پیشواز مراسمی مي‌رویم که قرار است در ساعت‌های آغازین دوشنبه خواب را از چشمانمان بگیرد. 



 



اصغر فرهادی عزيز 

از زمان بازگشتم از مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس که همراه با تو و فيلم‌مان در آن حاضر بودم، می‌خواستم اين نامه را بنويسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فيلم اولم «برف روی کاج‌ها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت. 

... در مراسم پايانی جشنواره فجر، وقتی فيلمم جايزه بهترين فيلم از نگاه مردم را می‌گرفت، ياد تو افتادم. تو که هميشه قدردان مردم سرزمينت، سرزمين‌مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت اين نامه است. همين انگيزه برای من کافی است تا اين نامه را بنويسم و منتشر کنم. 

وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهيه‌کننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهيه‌کننده فيلم آرتيست و برنده انبوهی جايزه است، می‌گفت همه دارند از محصول من تعريف می‌کنند اما وقتی فيلم تو را ديدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهيه کرده بودم، همه چيز داشت معنای کامل‌تری پيدا می‌کرد. 

وقتی براد پيت می‌گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن‌گلوب، دی‌وی‌دی جدايی نادر از سيمين را در دستگاه گذاشته‌اند و در ميانه‌های همان صحنه دادگاه اول فيلم، آنجلينا جولی با ديدن آن جدل زناشويی فيلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله‌ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده‌اند، اطمينانم بيشتر شد. 



 



وقتی آنجلينا جولی درباره کار بعدی‌ات پرسيد و ساده و راحت درخواست کرد که در فيلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصيت زن فيلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاريخ می‌تواند زبان فرانسه ياد بگيرد، من غرق در غرور شدم. 

اصغر فرهادی عزيز، در جلسه مطبوعاتی ويژه گلدن‌گلوب، يکی از چهار، پنج باری که حاضران به شکلی استثنايی در ميان حرف‌های تو دست زدند، در جواب سوالی بود که می‌پرسيد چطور با محدوديت‌های توی ايران چنين فيلمی‌ساخته‌ای؟ 

گفتی هيچ‌کس مرا مجبور نکرده بود آنجا با وجود محدوديت‌ها فيلم بسازم، خواست خودم و قصه‌ای که داشتم، طوری بود که بايد همانجا و با همان شرايط ساخته می‌شد و برای ساخت اين فيلم شما فکر کنيد همه چيز همان‌طور که من دلم می‌خواسته فراهم بوده است. 

گفتی نمی‌خواهم بگويم شرايط فيلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصويری هم که شما از فيلمسازی در ايران داريد، خيلی دقيق نيست. اين حرف‌هايت وقتی يادم آمد که لابه‌لای حرف‌ها و کارها و مصاحبه‌های مختلف، به من راجع به طرحی می‌گفتی که قرار است در آينده در تهران بسازی و آن را خيلی دوست داری. 

حرف ديگرت که باز به تشويق حاضران آن جلسه انجاميد، همان بود که گفتی تفاوت‌های مردمان نقاط مختلف دنيا بسيار کمتر از شباهت‌هايشان است، اما به نفع سياست است که تفاوت‌ها و فاصله‌ها را بيشتر جلوه دهد و بر آنها تاکيد کند. 

در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل ميليون‌ها ايرانی حرف‌هايت را موقع دريافت جايزه شنيدم. از آن بالا که چشم می‌انداختی، می‌ديدی همه بزرگان سينما که عمری کارهايشان را ديده‌ای و درباره‌شان خوانده‌ای، بهت زل زده‌اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ايران باعث شده بود ما آنجا محکم بايستيم. 

آن لحظه‌ای که تو از مردم ياد کردی، می‌دانستم ميليون‌ها نفر در کشورمان هم به ما زل زده‌اند و تو به پشتوانه عشق‌شان، به جای هر عزيز ديگرت از آنها ياد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ايرانی بودن. 

برای همين اميد، اشتياق و افتخار است که می‌خواهم با صدايی صد بار بلندتر از آن فريادی که بعد از جايزه گرفتنت در جشنواره برلين، در سالن برليناله پالاس برآوردم، فرياد بزنم: 

«اصغر؛ خيلی چاکريم!»

 

 

 





  

کاش پیش من بودی 

کاش دستانت در دستانم بود 

و لطافت هزار ابر سپید بهاری را 

در دست داشتم 

و در اوج خوش بختی پرواز می کردم 

کاش می توانستم به چشمانت نگاه کنم 

و با هر نگاه من 

هزار هزار واژه ناگفته عشق را 

به یک باره به سوی تو روان می کردم 

و با هر نگاه تو 

شادی در چشمان من می جوشید 

کاش می توانستم صدای گرم تو را بشنوم 

تا چون آبشاری از نغمه های روح انگیز 

بر عمق جانم جاری گردد 

و همه غم های فراق را بزداید 

کاش پیش من بودی 

من با گرمای عشق تو زنده ام 

چه زیباست 

که تو تنها نیاز من باشی 

و چه عاشقانه است 

که تو تنها آرزویم باشی 

و چه رؤیایی است 

این لحظه های ناب عاشقی 

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم 

و اگر غروری در من هست غرور عشق به توست 

تورا به اندازه ی 10تای کودکی دوس دارم

 

 

 





 کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیش پرسید: "پدر روحانی! روماتیسم از چی ایجاد می شود؟" 
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: "روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است." 
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد. 
بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟ 
مردک گفت من روماتیسم ندارم. 
این جا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است!

 

 





 سلاح ها و زره های هخامنشیان شاهنشاهی های عظیم هخامنشی و ساسانی که برای قرن ها بر سرزمین های پهناوری حکومت می کردند از سوی سلحشورانی شجاع محافظت می شدند. این سلحشوران با استفاده از استراتژی های نظامی پیچیده و سلاح های تهاجمی و تدافعی خوش ساخت از یکپارچگی ملی ایران دفاع می کردند. در ادامه به معرفی مختصر برخی از سلاح های مهم در این دوران هخامنشیان می پردازیم: 

ارتش هخامنشیان ارتش هخامنشیان از سربازانی از نواحی مختلف ایران تشکیل شده بودند اما هسته اصلی ارتش سلحشوران ایرانی بودند. این سربازان از سرتاسر این امپراتوری پهناور می آمدند: از پارس، آسیای مرکزی تا دانوب. پس از پارسیان مادها بیشترین سرباز را در سپاه ایران داشتند و بسیاری از ژنرال های ارتش مادی بودند. نوشته های نویسندگان یونانی چون هرودوت، آریان و گزنفون اطلاعات مفیدی در رابطه با ارتش هخامنشیان در اختیار ما می گذارند، اما باید به خاطر داشت که نوشته یونانی ها در مورد ایرانیان عمدتا مغرضانه است چرا که کشورشان در حال جنگ با هخامنشیان بود و آن ها سعی کردند با اغراق در مورد تعداد سپاهیان هخامنشی پیروزی های خودشان بر آن ها را برجسته تر جلوه دهند . متاسفانه بیشتر تالیفات، تنها روایت یونانیان را در نظر گرفته اند بنابراین اعدادی که در این گزارش ها آمده اسست بسیار مورد مناقشه و صرفا حدس و گمان هستند. از طرفی ژوزف ویسهوفر نگاهی متعادل و منصفانه به نبرد های هخامنشیان ارایه می کند. 

در طول نبرد فلاخن اندازان و کمانداران پیاده نظام در خط مقدم قرار می داشتند و سواره نظام سبک اسلحه و پیاده نظام سنگین اسلحه در دو طرف آن ها قرار می گرفتند نا آن ها را مورد حمایت خود قرار دهند. در آغاز نبرد فلاخن اندازها و کمانداران با پرتاب سنگ و کمان بر روی دشمن، خطوط آن ها را دچار آشفتگی می کردند، سپس پیاده نظام سنگین اسلحه که به نیزﻩ و شمشیر مجهز بودند با پشتیبانی واحدهای سواره نظام از جناحین به دشمن حمله می کردند. این تاکتیک ها در برابر دشمنان آسیایی هخامنشیان به خوبی نتیجه می دادند اما در برابر آرایش جنگی به هم فشرده یونانیان و مقدونی ها چندان موثر نبود. واحدهای سنگین اسلحه هوپلایت های یونانی و فالانکس مقدونی با کمک نیزه های بلند آرایش به هم فشرده خود را حفظ می کردند و به این ترتیب از خود در برابر مهاجمان دفاع می کردند. یونانی ها که بدنشان با زره محافظت می شد در برابر تیر ها و پرتابه ها آسیب چندانی نمی دیدند و می توانستند در نبردهای نفر به نفر پیروز شوند. 

جنگ افزار های هخامنشیانبه نوشته ذکا آکیناکه یک شمشیر کوتاه به طول ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتر بود و یکی از سلاح های عمده هخامنشیان به شمار می آمد . پورداووداظهار می کند کلمه ایرانی باستان برای آکیناکه مشخص نیست. پورداوود از هرودوت که لشکرکشی خشایارشا به یونان در ۴۸۰ ق.م. را گزارش می کند نقل می کند خشایارشا بر روی پلی در هلسینتوس (داردانل)، برگ هایی در دریا ریخت، براتی را در جام زرین خود ریخت و خورشید را ستایش نمود و یک آکیناکه به عنوان هدیه به خدا در آب انداخت. قبضه این شمشیر تماما از چوب و تیغه آن از آهن (استخراج شده از مصر) بود و می توان آن را در موزه آشمولیان آکسفورد یافت. 

 

بقيه در ادامه مطلب ...

 

 





 خط میخی به آن دسته از خطوط (دبیره‌ها) گفته می‌شود که نمادهایی شبیه میخ دارند. خطوط میخی متفاوتی وجود دارند که برای نوشتن زبانهای مختلفی به کار می‌روند. از گونه‌های مختلف خط میخی می‌توان به میخی سومری، اکدی، ایلامی، اوگاریتی اشاره کرد و همچنین خط میخی هخامنشی که برای نوشتن فارسی باستانی بکار می‌رفته‌است. تمام خطوط میخی که تا کنون رمزگشایی شده‌اند از چپ به راست نوشته می‌شوند. این خط که برخی معتقدند مبنایی اندیشه‌نگاشتی دارد، در همه کشورهای آسیای غربی بکار می‌رفته‌است. پژوهشگران، سومریان را ابداع کنندهٔ خط میخی می‌دانند. 



میخی سومری میخی سومری را غالب پژوهشگران نخستین گونهٔ خط در غرب آسیا می‌شمارند. سومریان (حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد) با ابداع خط میخی دوره‌ای را آغاز کردند که به عنوان آغاز خط نویسی شهرت دارد و همچنین اولین مدارک نگارشی بشر که به صورت لوحهای گلین برجای مانده متعلق به تمدن‌های میانرودان است. 

به تازگی برخی همچون دکتر عبدالمجید ارفعی بر اینکه سومریان مخترع خط در این منطقه بوده‌اند را زیر سوال برده‌اند. این گروه برای این نظریه دو دلیل می‌آورد، یکی این که برخی نام‌های شهرهای سومری به گونهٔ هزوارش هستند که نشان می‌دهد که از زبان و خط دیگری گرفته شده و دلیل دیگر پیدا شدن اسنادی در جیرفت و شهر سوخته در شرق ایران به خط میخی آغازین است که کهن تر از خط سومری هستند. 




میخی اکدی دبیرهٔ میخی اکدی، دبیره‌ای میخی بود که در سال ۲۳۵۹ پیش از میلاد، از دبیرهٔ میخی سومری، گرفته و سازگار شد. در همان زمان، بسیاری از واژه‌های سومری به زبان اکدی راه یافتند و واژه‌نگارهای سومری، در هر دو زبان سومری و اکدی خوانده می‌شدند. این زبان دارای ۲۰۰ تا ۴۰۰ نشانه و یا حتی بیش‌تر است، که بسیاری از آن‌ها دارای چند تلفظ می‌باشند. این دبیره برای نوشتن زبان اکدی که یکی از زبان‌های سامی در میانرودان(عراق، سوریه و ایران امروزی) بوده، در میان سال‌های ۲۸۰۰ پیش از میلاد تا سال ۵۰۰ میلادی به کار می‌رفته‌است. 

میخی ایلامی دبیرهٔ میخی ایلامی، دبیره‌ای میخی است که از ۲۵۰۰ پ. م. تا ۳۳۱ میلادی به کار می‌رفته‌است. این دبیره از دبیرهٔ میخی اکدی بدست آمده‌است. دبیرهٔ میخی ایلامی از ۱۳۰ نشانه ساخته شده‌است، که این تعداد بسیار کم‌تر از دیگر دبیره‌های میخی است. 

میخی اوگاریتی میخی اوگاریتی، دبیره‌ای میخی و ابجد است، که از ۱۵۰۰ پ. م. برای نوشتن زبان اوگاریتی به کار می‌رفته‌است. در سال ۱۹۲۸ در اوگاریت(رأس شمراء امروزی) در سوریه، کتیبه‌ای به زبان مردهٔ سامی شمال‌خاوری یافت شد که ۳۱ حرف داشت. 

لوح‌های گلی که به اوگاریتی نوشته شده‌اند، دیرینه‌ترین گواهی چیدمان الفبایی سامی خاوری و جنوبی است . 

این دبیره، از چپ به راست نوشته می‌شود. 

میخی هخامنشی خط میخی هخامنشی به احتمال زیاد توسط داریوش بزرگ ایجاد شده‌است. این نوع خط میخی که متشکل از ۳۶ علامت است. آخرین نوع خط میخی‌است که ابداع شده‌است (در سده‌ٔ ششم پیش از میلاد). این خط برای نوشتن کتیبه‌های هخامنشی به کار رفته‌است. خط میخی هخامنشی خطی نیمه الفبایی نیمه هجایی است به علاوهٔ ۸ اندیشه‌نگاشت که برای لغات پر استفاده مثل شاه، کشور و اهورامزدا به کار می‌روند. این خط از ساده‌ترین خطوط میخی است. تنها خط میخی اوگاریتی است که از آن ساده تر است و صد در صد الفبایی است. این خط همکنون در استاندارد یونیکد (۴٫۱) پذیرفته شده و بازه‌ای به آن اختصاص داده شده‌است.

 

 

 





  



کاخ کوروش (دشتستان)، واقع در شهر برازجان از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.


 

 

 



«کاخ کوروش دشتستان» تاریخی و بسیار مهم از دوران پر تمدن ایران، این کاخ در سال ۱۳۵۰ به وسیلهٔ هیأت باستان‌شناسی ایران حفاری شده‌است. با توجه به شیوه‌های معماری و استفاده از سنگ سیاه و سفید زمان احداث آن را به دورهٔ کوروش بنیان گذار زنجیره هخامنشی منسوب کرده‌اند. این کاخ که در جنوب شرقی برازجان و در کنار رودخانه خشک آردی قرار دارد یکی از پایگاه‌های مهم ایران دورهٔ هخامنشی در ساحل خلیج فارس بوده‌است. کاخ برازجان بر طبق تحقیقاتی که انجام شده در اواخر سلطنت کوروش ساخته و پرداخته شده‌است و از نظر حجاری و هنر معماری آن چنان که از پایه ستون‌ها و اشیاء کشف شده بر می‌آید جدیدتر و ظریف تر از پاسارگاد است. بنابراین می‌توان گفت که این بنا هنگامی ساخته شده که هنر اصیل حجاری و معماری عصر کوروش به تکامل رسیده‌است. متاسفانه به علت ناتمام ماندن بنا چنین به نظر می‌رسد که علل عقیم ماندن این کاخ مصادف با مرگ او به سال ۵۲۹ پیش از میلاد است. بنابراین می‌توان تاریخ بنای کاخ برازجان را در همین حدود یعنی ۵۲۹ قبل از میلاد دانست.

 

 





 پارسه یا تَختِ جَمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و پارسه را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند. 

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است. 



نام پارسه (تخت جمشید) 
نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه»به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه‌شهر») خوانده‌اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران می‌نامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمده‌است. 

چگونگی ساخت 
قدیمی‌ترین بخش پارسه بر پایهٔ یافته‌های باستان‌شناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت پارسه در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در پارسه در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید. 

مکان و چگونگی سازه 



 

 

بقيه در ادامه مطلب ....

 

 





  



تمب بت، از آثار باستانی بازمانده از کاخهای هخامنشیان در بخش اسیر شهرستان مهر در استان فارس می‌باشد این اثر از لحاظ معماری و نقش و نگاره‌هایی که در دل آن کنده شده‌است شباهت بسیار نزدیکی به معماری تخت جمشید دارد. ستونها و سرستونهای این کاخ از نظر حجم و شکل عیناً شبیه سرستونهای تخت جمشید می‌باشد و گل لوتوس که از مشخصه‌های معماری تخت جمشید است در این اثر نیز وجود دارد. 

این آثار ارزشمند در سالهای گذشته به وسیله حفاری‌های انجام شده توسط افراد محلی کشف و در حال حاضر نگهداری می‌شود.

 

 

 





 پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان : 
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست . 
دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان : 
این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود 
زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند . 

آلبر شاندور – کورش بزرگ : 
شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلکه عکس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است . نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند . 

ژنرال سرپرسی سایکس : 
خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکار است. مطالب کتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند. 

ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی که سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است . 
ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ : 
من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام ، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته رایادآورده شده ام که زیارت آمارگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد . 

 

بقه در ادامه مطلب ...

 

 




1...133134135136137...187

CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید