همه جوره ....
 

آخرین مطالب
» پشت صحنه برنامه نود ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» دستبند های دخترونه ! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» یلداتون مبارکــــــــــــــــــ ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» توزیع گوشت الاغ در مشهد ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» همسر بنيامين بهادري در پی یک تصادف مرگبار جان خود را از دست داد ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» مسخره ترین لباس های تاریخ فوتبال ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کروکدیل (مواد مخدر) ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» کشاورز و ساعتش ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» پرنده ماهی!!! ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )
» عجیب ترین عکس های رادیولوژی پزشکی ( پنج‌شنبه 04 تیر 1405 )

 
درباره ما


<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com


 

 پسره مرتب به ساعتش نگاه میکنه تا اینکه دختره بهش میگه : شما منتظر کسی هستید؟ 
پسره میگه : نه! من فقط دارم به ساعتم نگاه میکنم ، آخه تازه خریدمش ، جدیدترین مدله! 
دختر : جدی! ، مدرنه؟ ، امکاناتش چیه؟ 
پسر : آره خب مدرنه ، یکی از امکاناتش اینه که از طریق اشعه آلفا با من ارتباط برقرار میکنه ، یه جور تله پاتی ! 
دختر : واه! چه جالب ! الان داره ساعتتون چی میگه؟ 
... پسر : داره میگه شما چرا لباس زیر ندارین؟ 
دختر: بله !!؟؟ من که لباس زیر دارم !! 
پسر : اوه ! ساعت لعنتی !! فکر کنم یک ساعت جلو رفته ! 

 

 

 





 روزی پادشاهی در حال گردش در بیابانی بود. در همین حین مردی را دیدی که تنها ایستاده و با پاش دور خودش دایره میکشه. پادشاه به یکی از خدمه هاش میگه که بره و ببینه اون مرد کی هست. خدمه میره و از مرد میپرسه : اسمت چیه؟ مرد میگه : رفیق نیست. خدمه میپرسه که اینجا چه میکنی؟ مرد میگه : رفیق نیست. خدمه هر چی میپرسه مرد میگه رفیق نیست. 
خدمه میره و داستان رو برای پادشاه تعریف میکنه. پادشاه خودش میره و از مرد سوال میپرسه و بازم مرد میگه رفیق نیست. خلاصه پادشاه با کلی حرف با مرد رفیق میشه. چند سال میگذره و پادشاه و مرد رفیق های فابریک میشن. بعد از مدتی پادشاه میخواد بره سفر و چند ماهی این سفر طول میکشید. پادشاه میاد پیش اون مرد که حالا رفیقش بود میگه که میخواد بره سفر و اون باید از خانواده پادشاه مراقبت بکنه. مرد یک جعبه به پادشاه میده و به پادشاه میگه که در جعبه رو اصلا باز نکنه تا خودش به پادشاه بگه. روزها گذشت تا اینکه زن پادشاه به مرد پیشنهاد رابطه جنسی میده. مرد هم میگه که من به رفیقم خیانت نمیکنم. زن پادشاه هم از موضوع ناراحت میشه و به همه میگه که مرد به زن پادشاه پیشنهاد داده و مرد رو به زندان میندازه. 
پادشاه از سفر بر میگرده و سراغ رفیقش رو میگیره و همه داستان رو تعریف میکنن. پادشاه میره به زندان پیش مرد و از مرد میپرسه که داستان حقیقت داره یا نه؟ مرد میگه که زنت چی گفته؟ پادشاه میگه گفته حقیقت داره. مرد میپرسه حالا با من چیکار میخوای بکنی؟ پادشاه میگه : دارت میزنم. مرد میگه : یادته یک جعبه بهت دادم؟ وقتی منو دار زدی و من مردم در جعبه رو باز کن. 
پادشاه هم مرد رو دار میزنه و بعد از مرگ مرد در جعبه رو باز میکنه. داخل جعبه یک آلت بود. پادشاه دستور میده که شلوار مرد رو پایین بکشن. وقتی این کارو میکنن میبینن که مرد از قبل آلت خودشو بریده بود و داده بود به پادشاه. 
اینجا بود که پادشاه گفت :مرد راست میگفت. حتی زنم هم با من رفیق نیست. 
رفیق نیست. 

 

 





 









 

 

 

 





 خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، تصاویر و پوسترهایی را منتشر می کند که به این رویداد تاریخی اختصاص دارد. اما در یکی از این گزارش های تصویری که تحت عنوان "امام آمد" منتشر می شود، تصاویر همراهان خمینی با استفاده از فتوشاپ از اطراف رهبر انقلاب پاک شده و تنها شهید مطهری باقی مانده است: 

 

 

؟؟

 

 





 چند وقت پیش یکی از دخترای همکار برام یه اس ام اس فرستاد با این مضمون (حالا نگین تو که قبلا گفتی یه جا کار می کنی که زنا رو راه نمی دن چون حقیقتش من چند جا کار می کنم ) 
اس ام اس این بود : 
خیلی بی معرفتی ، خیلی نامردی ، خیلی بی معرفتی ، خیلی بی جنبه هستی ، آخه نامرد باید از رو چی توز بفهمم موتور خریدی ؟!!!!! 

منم بر اساس تجربه قبلی و تذکری که دوستان بهم داده بودن تصمیم گرفتن این سری قاطعانه تلافی کنم برای همین هم من هم براش یه اس ام اس فرستادم که : 
پنج روش آدم شدن ۱…۲…۳…۴…۵…بی خود نگرد تو آدم بشو نیستی 
دختره هم که نمی خواست کم بیاره یه اس ام اس فرستاد که : 
خیلی ببخشید..شرمنده مثل اینکه موقع بدی مزاحم شدم..فقط می خواستم بپرسم آب خوردی آفتابه رو کجا گذاشتی؟!!! 
منم که دیدم نه بابا طرف روش کم نمی شه دوباره یه اس ام اس فرستادم با این متن : 
به جای آب دوست داشتم جیگرتو بخورم 
ولی حیف باید تا عید قربان سال دیگه صبر کنم! 
اونم نامردی نکرد دوباره فرستاد که : 
اسمت رو گذاشتم گل، گفتم پژمرده می شی. 
اسمت رو گذاشتم خورشید، گفتم غروب می کنی. 
اسمت رو گذاشتم خر، تا لااقل بارم رو ببری!!! 
منم که تازه موتورم گرم شده بود اومدم اس ام اس بعدی رو بفرستم که یهو دیدم همین دختره داره زنگ می زنه دستپاچه جواب دادم بله!یهو دیدم یه صدای کلفت نخراشیده ای بدون هیچ مقدمه ای شروع کرد به بد و بیراه گفتن که فلان فلان شده تو مگه خواهر مادر نداری می خوای جیگر دختر مردم رو بخوری می دم چوب تو …. بعدم شروع کرد به تهدید که بیا فلان جا کارت دارم !!! اگه …. داری بیا اگه نیای خودم شمارت رو دارم آدرست رو گیر میارم میام اونجا …. 
خلاصه خیلی گیر داده بود که من یه جا باهاش قرار بذارم برم پیشیش ! منم هر چی معذرت خواهی و اشتباه شده و از این جور حرفا فایده نداشت نمی دونستم برادرشه یا پدرش ولی هر کی بود صدای دلخراشی داشت خلاصه بعد چند دقیقه ارائه انواع فحشهای رکیک تلفن رو قطع کرد منم که فقط دست و پام می لرزید تا شب هزار جور فکرکردم .با خودم گفتم برم یه جا یه مدت خودم رو گم و گور کنم ولی دیدم فایده نداره خلاصه صبح روز بعد دوباره شماره دختره زنگ زد با خودم گفتم این دفعه اگه راه داده معذرت خواهی وگرنه دیگه خدا رحم کنه خلاصه گوشی رو جواب دادم دیدم خود دختره بود و کلی معذرت خواهی و بعدم رک و راست گفت که دیروز منتظر دوست پسرش بوده می خواسته تا اون نیومده یکم وقت کشی کنه دیده کی بهتر از ما !!! بعدم که اون پسره سر می رسه! البته گفت که یه جور سر و ته قضیه رو هم آورده ! 
بله !به قول یکی از دوستان مثل اینکه این دختر خانم ما رو زاپاس می خواسته ! منم برای خودم هزار تا فحش گذاشتم که فلانم و فلان اگه یه بار دیگه به اس ام اس یه دختر جواب بدم .

 

واقعيت دختر يني همين.....

 

 





 ++ خالی تـر از سکوتـم ، از نـاسروده سرشارحالا چـه مانـده از من؟ یک مشت شعـر بیمـار ++ 

 

++ انبـوهــی از ترانـه ، بــا یـاد صبـح روشـناما... امیـد باطل... شب دائـمی ست انـگار ++ 

 

++ بــــا تــار و پـــود ایــن شب بـایـد غـزل ببـافـــــــموقتی که شکل خورشید،نقشی ست روی دیوار ++ 

 

++ دیگـر مجال گریـه از درد عاشقی نیـستبـــار تــرانـه ها را از دوش عشـق بـــردار ++ 

 

++ بوی لجـن گرفتـه انبـوه خاطـراتـــمدیـروز: رنگ وحشـت ، فردا: دوباره تکـرار ++ 

 

++ وقتـی به جـرم پرواز بایـد قفس نشیـن شد پــرواز را پـرنده! دیـگـر به ذهـن مـسپـار ++ 

 

++ شایـد از ابتدا هـم تقـدیـر من سفر بودکــوچی بدون مقـصد از سـرزمیـن پـنـدار ++ 

 

+از پـوچ پـوچ رویــا ، تا پیـچ پیـچ کابــوس ++ 
از شوق زنــده بودن...
 
 
 

 

 





 



نشناختید ؟؟؟؟ 

.

.

.

ادامه مطلبو ببينيد....

 

 

 

 





 













 

 

 

 





 











 

 

 





 می‌نویسم از تو ای زیبای من 
می‌سرایم از تو ای رویای من 
ای نگاهت سبزتر از سبزه زار 
می‌نویسم بی قرارم بی‌قرار 

 

پشت دیوار بهار 
می‌نویسم مانده‌ام در انتظار 
ای که چشمت خواب را از من گرفت 
می‌نویسم خسته‌ام از انتظار 
می‌نویسم می‌نویسم یادگار 

 

من نمی‌دانم چه داده‌ای به من؟ 
که چنین دل را سپردم دست تو 
یا چه بود در آن نگاه آتشین 
یا چه کرد بامن دو چشم مست تو 
من نمی‌دانم نمی‌دانم چرا؟ 
این چنین آشفته‌ام 
آشفته‌ام 

 

براي آنكس ك بايد باشد و نيس .....

 

 




صفحه قبل1...158159160161162...187صفحه بعد

CopyRight © 2011 - 2012 4048 Group , All Rights Reserved
تمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران