<-BlogAuthor->
با سلام خدمت همه ي بازديدگننده هاي خشگل و خوشمزه! من اين وبلاگ رو در تاريخ 1390/11/08 ايجا د كردم و هدفم جمع آوري جديدترين مطالب انتشار شده در اينترنت هستش.از جمله عكس ، خبر ، داستان ، موزيك ، جك و اسمس و ..... در واقع اين وبلاگ يه وبلاگ تفريحيه و اميدوارم از بودن در اين وبلاگ لذت كافي رو ببريد. هميشه شاداب باشيد و خشگل و از همه مهمتر خوشمزه. با تشكر،مدير وبلاگ ، مهران.
ایمیل : mehran.olympic@gmail.com
گاهی تند میشود، گاهی عاشقانه میگوید
مـــــــــــرد است دیگر
غرورش آسمان، دلش دریاست
تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او
تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش
تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!
مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد


پیکه، سسک فابرگاس، کوئنکا، پویول، تیاگو و آدریانو بازیکنانی بودند که در گروه های دو نفره با هم مسابقه دادند. پیکه و سسک در یک گروه، تیاگو و آدریانو در یک گروه و پویول و کوئنکا در گروه سوم با هم رقابت کردند.
البته برای تست تجربه رانندگی با این مدل اتومبیل آئودی ، راننده و کمک راننده های هراتومبیل جایشان را با هم عوض کردند.این جلسه حدود 15 دقیقه به طول انجامید .

یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مىکرد نگاه مىکرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مىکنى و باعث ناراحتى من مىشوی، یکى از موهایم سفید مىشود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!


بازي پنالتي زدن،خيلي باحاله،حتما امتحان كنين.
فقط باز صداي بازي يا آهنگ وبو قطع كنين تا رو هم نيفتن.خوش باشين...

کریستیانو رونالدو یک هدیه ویژه برای جشن تولد بیست و هفت سالگی خود دریافت کرد . یک لامبورگنی مدل "Aventador LP 700-4" . این خودرو می تواند صفر تا صد را در عرض 2.9 ثانیه پر کند و قیمتش 340,000 یوروست .


سميرا ::: احسان یه چیزی بگم ؟
مــــن ::: آره , حتما ...
سميرا ::: تو دوست نداری من و ببینی ؟
مــــن ::: یه لحظه سکوت . . . والا چی بگم . شکه شدم سميرا . . .
سميرا ::: احسان واقعاً خیلی خون سردی به خدا !
مــــن ::: برای چی ؟
سميرا ::: تو این همه مدت نه عکسی خواستی نه قرار برای دیدن ! واقعاً چرا . . .
مــــن ::: با خنده ، من چی کار دارم با دختر مردم . . .
سميرا ::: دختر مردم ! آره ؟ تو با همه دخترای مردم 2 سال تلفنی در ارتباطی ؟
مــــن ::: خوب دختر مردم داریم تا دختر مردم ، من که با هرکی صحبت نمی کنم .
سميرا ::: اِ اِ اِ اِ میشه بگی من چندمین دختر مردم هستم که باهاش دوستی ؟
. . .
به جرات می تونم بگم تا به حال این طور یک نفر رو نپیچونده بودم .
خدارو شکر با دوتا شوخی و خنده بخیر گذشت .
خیلی خوشحالم . وصف ناپذیر . . .
صبح روز بعد از این مکالمه :
صدای بچه فضای اتاق رو پر کرده . . . هر چند دقیقه شروع می کنه به خندیدن . . . چشام رو باز می کنم ببینم چه خبره . . . یه لحظه این ور اون ور رو به صورت دَمَر نیگاه کردم . . . تازه دو-زاری افتاد که گوشی داره می لرزه .
چشام و مالیدم و گوشی و برداشتم گفتم :
بفرماید
سلام احسان جونم . . . پا شو . . . پا شو . . . چه قدر می خوابی
با صدای خش و خواب الود می گم :
سلام
داد میزنه :
سميرا ::: اِ اِ اِ پا شو تنبل . . . چه قدر می خوابی . . . پاشوووووووووو
مــــن ::: چه خبره سميرا . . . باور کن ساعت 8 نشده . . . تو خواب نداری عزیزم ؟
سميرا ::: پسر پاشو امروز قراره عزیزه دلت رو بیبینی ! تو شوق نداری ؟ من که خوابم نمیاد .
بگم قلبم 1 ثانیه ایستاد و دوباره شروع به کار کرد هیچ کس باور نمی کنه .
واقعاً این پشت کار ، من و تحت تاثیر قرار داد . . . بی خیال پشت کار ، چه خاکی سرم کنم !
سميرا ::: کوشی پس ؟
مــــن ::: جانم . . . همینجام
سميرا ::: کجا قرار بزاریم ؟ با ماشین بیام دونبالت ؟
مــــن ::: جاااااااااااااان ؟ دونبالم ؟ یعنی چی ؟
سميرا ::: "چی چی" یعنی چی ؟ هر جا راحتی . . . من بیام همونجا . . .
مــــن ::: امممم . . . سميرا جان حالا وقت زیاده ها . . .
سميرا ::: یعنی چی ؟
مــــن ::: کلی گفتم
سميرا ::: عزیزم ما 2 سال با همیم ولی تا حالا عکس همو هم ندیدیم چه برسه به قرار ، به نظرت من حق ندارم بدونم کسی که بهش می گم "دوسش دارم" چه شکلیه ؟
مــــن ::: حالا چرا عصبانی میشی ؟ خوب خیلی یک دفعه ای شد سميرا، واقعاً امادگیش رو ندارم
سميرا ::: می خوای کوه جا به جا کنی ؟
مــــن ::: حالا هی تیکه بارم کن ، به خدا سختمه سميرا
سميرا ::: باز می گه سختم ـه ، چه سختی من نمی فهمم . . . شرایط دیدن ما شاید دیگه پیش نیاد . . . تو که می دونی من دیگه تهران نیستم
مــــن ::: چی بگم . . . هر چی تو بگی . . .
سميرا ::: من دوست دارم هر اتفاقی پشتش یه دل خوش باشه . . . احسان جونم ایشالله دفعه بعدی که به قول خود آماده بودی
انگار دنیا رو بهم داده باشن . . . می دونستم نه میاره برای دل خوش کنی هم شده گفتم :
مــــن ::: عزیزم من همیشه دوست دارم ببینمت . . . این حرف ها چیه . . . از خدامه . . .
سميرا ::: پس چرا این قدر بهونه میاری
مــــن ::: خوب از تصمیم تا عمل 24 ساعت هم نگذشته . . . خیلی عجیب قریب شده . . .
سميرا ::: احسان ارتباط ما که 2 سال طول کشیده بدون هیچ دیدن و قراری و عکسی عجیب نیست ؟ حالا که تصمیم داریم با هم رو به رو شیم عجیبه ؟
نه . . . فکر کنم باز خراب کردم . . . ای خدا چی کار کنم . . . بزنیم به سیم اخر . . . بیخیال . . . اون دختره باید بترسه . . . نه من . . .
مــــن ::: عزیزم بعد از ظهر میای گلستان ؟ خوبه !؟
سميرا ::: اخ قربونت برم که اینقد ماهی . . .
مــــن ::: خدا نکنه . . . پس مجتمع گلستان خوبه ؟ اگر جایی مد نظرت ـه بگو . . .
سميرا ::: احسان بازار نباشه . . . یه جا دنج . . .
مــــن ::: مگه می خوایم چی کار کنیم ؟ یه جا دنج می خوای ؟
سميرا ::: وااا . . . خوب نمی دونم . . . هر چی تو بگی . . .
مــــن ::: پارک رو دوست داری ؟
سميرا ::: هر چی تو بگی . . .
مــــن ::: به گفتن من نیست عزیزم باید تو هم نظرت رو بگی . . . بگو . . .
سميرا ::: اصلاً تو ماشین تصمیم می گیریم
مــــن ::: خوبه . . . شاید اصلاً از من خوشت نیومد و پیادم کردی . . .
سميرا ::: بدجنس . . .
مــــن :::شوخی کردم
واقعاً موندم چه طور خام شدم . . . خام هم نشده باشم چه طور راضی شدم . . . من نه تا به حال با دختر رو به رو شدم نه رو در رو صحبت کردم نه هیچ کاره دیگه ای . . . حالا این که بهایی هم هست . . . یا خدا . . .
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
وای خدا این فریدونم گوشی رو خاموش کرده . . . اه . . .
بیخیال هرچی بادا باد خودمون رو سپردیم به خدا . . .
بعد از ظهر
صورتم رو اصلاح کردم . . . یه حمومی هم رفتیم . . . مو ها رو هم یه حالی دادیم . . . یه تیشرت ابی نفتی که رو استینش یه ادیداس نسبتاً بزرگ داشت پوشیدم . . . یه شلوار جین فلر کات سیاه هم داشتم اونم ردیفش کردم . . . . سر تا پام هم از ادکلون پر کردم ، عینکمون رو برداشتیم . پیش به سوی سميرا . . .
خونه سميرا شهرک نفت بود و خونه ما ژاندارمری . . . قرار شد اول سیمین بلوار و سر چهار دیواری هم دیگه رو ببینیم . . . اون با ماشین میاد . . . من تا اونجا آژانس گرفتم . . . وقی رسیدم خبری نبود . . . بعد از ظهر و خیابون ها و پیاده رو ها خلوت . . . بهتر . . .
سمت چپم یه آقایی داد میزد آزادی . . . ازادی 1 نفر . . . یه جور احساس بدی داشتم برای همین سعی کردم ازش بیشتر فاصله بگیرم . . . جلوی یه سیستم صوتی فروشی قدم میزدم . . . یه دستم گوشی و یه دستم جوری که تابلو نباشه رو قلبم . . . این هیجان قابل وصف نیست . . . خیلی سخت می گذره . . . هر ماشین که لحظه ای مکس می کنه قلبم میریزه . . .
گوشیم زنگ زد . . . خودشه . . .
مــــن ::: جانم . . .
سميرا ::: احسان کجایی ؟
مــــن ::: جلو مغازه فلانی . . .
سميرا ::: احسان جونم همون تی شرت ابی ـه ای
مــــن ::: اره اره کجایی من نمی بینمت . . .
سميرا ::: برگرد . . . اونور خیابون بعد بریدگی . . .
یا خدا . . . یه سورنتو دو رنگ که توش یه خانم که شال سفیدی انداخته بود . . . دست تکون میداد . . . مادر جــــان . . .
ادامه داره....


- هنری
- ورزشی
- گوناگون
- فایل
- صوتی
- ویدئو
- مذهبی
- هنرپیشه خارجی
- هنرپیشه ایرانی
- خنده دار
- عاشقانه
- طبیعت
- همه جوره
- کامپیوتر و اینترنت
- فناوری و تکنولوژی
- پوسترهاي بازيكنان استقلال
- شعر
- عشقولااانه
- ورزشي
- داستان کوتاه و حکایت
- مذهبی
- دانلود
- بازي هاي باحال
- علمی
- فرهنگی
- تاریخی
- اجتماعی
- مطالب عمومي
- سرگرمي
- اخبار سينما
- جك و اسمس
- عكس
- ماشین








































